دنيا همهاش بازى و مشغولكننده است و آدمى به زينتهاى آن دل خوش مىكند و به اقران خود فخر ميفروشد و بر تعداد فرزندان و مال خود ميافزايد .
شما در دنيا از كسانى كه خانهها را ميساختند عبرت بگيريد آنها جاهائى محكم و استوار درست ميكردند كه آنها را جاودان نگهدارند آنها ميگفتند : كدام افراد از ما نيرومندتر مىباشند و قوت آنها زيادتر مىباشد .
شما از كسانى كه با شما برادر بودند و به طرف قبرها حمل شدند عبرت بگيريد آنها را بدون اينكه خود بخواهند سوار كردند و بر تابوت روى دوش خود قرار دادند و در خانههائى كه مهمان نشده بودند فرود آمدند .
براى آنها در ميان خاكها خانه ساختند و آنها را از انظار پنهان كردند و با مردهها همسايه نمودند آنها همسايگانى هستند كه با هم سخن نميگويند و جواب يك ديگر را نميدهند از خود دفع ستم نميكنند و به شيونها توجه ندارند .
آنها حسب و نسب كسى را نمىشناسند و شهادت بناحق نميدهند اگر باران بر آنها ببارد خوشحالى نميكنند اگر گرفتار قحطى گردند نااميد نميشوند آنها با همديگر هستند ولى در عين حال تنها زندگى ميكنند همسايه ميباشند ولى از هم دورند .
آنها به هم نزديك هستند ولى به زيارت يك ديگر نميروند آنها مردمانى حليم ميباشند و كينه در دل ندارند نادانهائى ميباشند كه حسادتها را فراموش كردهاند كسى از ظلم آنها نميترسد و كسى اميد دفاع از آنها را ندارد .
آنها هستند ولى در حقيقت وجود ندارند و آنها همان گونه كه خداوند فرموده :
فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ
، آنها خانههاى آن مردم مىباشد كه بعد از آنها خالى مانده است و ما آنها را ارث ميبريم .
دنيا و آن چه در آن هست سست مىباشد سرچشمهاش تيره مىباشد آبگاهش گلآلود است ، دنيا همواره به فساد و غرور مايل مىباشد و مانند سم كشنده است .
دنيا و آنچه در آن هست سست مىباشد سرچشمهاش تيره مىباشد آبگاهش