خدائى كه آسمان را بلند كرد و او هم بالا رفت و زمين را پهن ساخت و او هم پهن گرديد ، اگر به آنها اذن سخن داده مىشد آنها مىگفتند : بهترين زاد در اينجا تقوى مىباشد ، بعد از آن فرمود : اكنون اى جابر هر جا مىخواهيد برويد .
88 - سهل حلوانى گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : عيسى عليه السّلام در يكى از سفرها به دهى رسيد و مشاهده كرد اهل آن آبادى همه مردهاند و در راهها و خانهها ماندهاند و كسى نبوده آنها را دفن كند .
عيسى عليه السّلام با خود گفت : بايد اين جماعت در اثر غضب مرده باشند و اگر غير از آن بود يك ديگر را دفن مىكردند ، ياران او گفتند : ما دوست داريم بدانيم اينها چرا بدين صورت مردهاند و داستان چگونه بوده است .
در اين هنگام به عيسى عليه السّلام گفته شد اى روح خدا آنها را صدا بزن ، عيسى عليه السّلام آن مردم مرده را مورد خطاب قرار داد و يكى از آنها به سخن در آمد و گفت :
بفرمائيد يا روح اللَّه .
عيسى عليه السّلام سؤال كرد حال خود را بيان كنيد و داستان مرگ خود را براى ما روشن نمائيد ، آن مرد گفت : ما روز را در راحتى و آسايش گذرانيديم ، ولى شب هنگام همه وارد هاويه شديم .
عيسى گفت : هاويه چيست ؟ آن مرد گفت : هاويه درياهائى از آتش هستند كه در ميان آنها كوههائى از آتش مىباشند عيسى گفت : شما چرا گرفتار مصيبت شديد ، گفت : ما دنيا را دوست مىداشتيم و از طاغوتها اطاعت مىكرديم .
عيسى عليه السّلام فرمودند : محبت شما نسبت به دنيا چه اندازه بود ، گفت به اندازه محبت كودك به مادرش ، هر گاه مادر به طرف او مىرفت خوشحال مىشد و هر گاه از او فاصله مىگرفت محزون مىگرديد .
عيسى عليه السّلام گفت : شما تا چه اندازه طاغوت را عبادت مىكرديد ، گفت : هر گاه آنها ما را به كارى امر مىكردند ما اطاعت مىكرديم ، عيسى سؤال كرد چگونه از ميان آن همه مردم تنها شما پاسخ مرا داديد .
گفت آنها را با لگامهاى آهنين لگام زدهاند ، فرشتگان سختگير و تندخو
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 538
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٣٨