تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
روايت شده مسيح عليه السّلام به حواريون خود گفت : خوراك من گياهان زمين هستند ، و آب خوراكى من از رودخانه‌ها و چشمه‌ها مىباشد كه با كف‌هاى خود آب را مىنوشم ، روشنائى من نور ماه است ، فرش من خاك و بالش من سنگ‌ها مىباشند . لباس من از موهاى حيوانات است ، فرزندى ندارم تا درگذرد زنى ندارم تا محزون گردد خانه‌اى ندارم تا خراب شود ، مالى ندارم تا تلف شود ، پس بنا بر اين من بىنيازترين فرزندان آدم مىباشم . از عالم عليه السّلام سؤال شد تفسير آيه شريفه
« وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما »
چيست فرمود : به خداوند سوگند آن گنج طلا و نقره نبود بلكه آن لوحى از طلا بود كه در آن چهار حرف نوشته بودند و آنها عبارت بودند از :
أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا
، هر كس يقين به مرگ داشته باشد هرگز خنده نمىكند ، هر كس يقين به حساب روز قيامت داشته باشد دلش شادمان نمىگردد ، و هر كس به مقدرات معتقد گردد مىداند كه هر چه به او برسد مقدرش بوده است . روايت شده هر كس مالك نفس خود باشد و مهار را در دست بگيرد ، او را از مشتهيات و خواسته‌ها باز دارد و از خشم و غضب و تندى حفظ كند جسدش بر آتش حرام مىگردد . راوى گويد : از عالم عليه السّلام سؤال كردم زاهدترين مردم كدام است ، فرمود : كسى كه از معدوم سؤال نمىكند تا آنگاه كه موجود تمام شود . 20 - امام صادق عليه السّلام فرمود : زهد كليد درهاى آخرت مىباشد و آدمى را از آتش دوزخ نگه مىدارد ، و آن واگذاشتن هر چيزى است كه آدمى را از خدا غافل كند و مشغولش نمايد ، اگر چيزى از دست انسان رفت متاسف نشود و ناراحت نگردد . او نبايد به آنچه از دست او رفته انتظار بازگشت داشته باشد ، و يا منتظر باشد كه مردم او را در فوت آن چيز ستايش كنند و عوض آنها را به او بدهند ، بلكه او در فوت آن احساس راحتى كند و بودن آن را براى خود آفت نداند ، او بايد همواره از