مردى گناه مىكند و پشيمان مىشود و بعد كار نيك انجام مىدهد و خوشحال مىگردد و از آن حالت اول در مىآيد اگر آن حال اول كه خوف است در او باشد بهتر است كه از آن كار نيك بكند و براى او عجب حاصل گردد .
6 - يكى از اصحاب از امام عليه السّلام روايت مىكند كه دو مرد وارد مسجدى شدند يكى از آنها عابد بود و ديگرى فاسق و بعد از آن كه از مسجد بيرون شدند عابد فاسق شد و فاسق از زمره صديقان در آمد و جزء نيكوكاران گرديد .
علت آن بود كه عابد در مسجد عبادت كرد و عجب و خودخواهى براى او حاصل شد و با اين فكر و انديشه از مسجد بيرون گرديد ولى فاسق در مسجد از اعمال خود نادم گرديد و استغفار كرد و از گناهان خود بازگشت .
7 - عبد الرحمن بن حجاج گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم مردى كارى مىكند و در عين حال ترسان مىباشد ، ولى بعد از آن كارى ديگر انجام مىدهد و در نتيجه عجب و خودخواهى برايش پيش مىآيد كدام يك از اين دو عمل خوب است ، امام عليه السّلام فرمودند : حالت اول كه در او خوف و ترس وجود دارد ، بهتر است از حالتى كه براى او عجب و خوشحالى و مسرت دست مىدهد .
8 - يكى از راويان از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمودند : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هنگامى كه موسى بن عمران عليه السّلام نشسته بود ناگهان شيطان رسيد و در حالى كه لباسى رنگارنگ در بر كرده بود كنار موسى عليه السّلام قرار گرفت .
شيطان لباس خود را در آورد و در كنار موسى نشست و بر او سلام نمود ، موسى گفت : شما كه هستيد گفت : من ابليس هستم گفت تو ابليس هستى خداوند خانهات را خراب كند ، شيطان اظهار داشت آمدهام به شما سلام كنم چون در نزد خداوند مقام دارى .
موسى عليه السّلام به او گفت : اين كلاه چيست بر سر نهادهاى گفت به اين وسيله دل فرزندان آدم را به طرف خود جلب مىكنم ، موسى گفت : به من بگو آن كدام گناه است كه اگر فرزند آدم مرتكب شد بر او مسلط مىكردى ، گفت : هر گاه خودبين شود و گناهانش را كوچك بشمارد .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 487
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٨٧