تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
جنگ كردم تا در راه تو كشته شدم ، خداوند مىگويد : دروغ مىگوئى و فرشتگان هم او را تكذيب مىكنند ، خدا و فرشتگان مىگويند تو مىخواستى مردم بگويند فلان كس شجاع است و همين را هم مىگفتند ، بعد از اين رسول خدا فرمودند : آنها گروهى هستند كه آتش جهنم به واسطه آنها گداخته مىشود .

117 خوشحالى از اعمال خود

1 - يك نفر خراسانى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : خداوند مىداند كه گناه براى مؤمن بهتر است از عجب و خودپسندى و اگر اين نبود هيچ مؤمنى گرفتار گناه نمىشد . 2 - اسحاق بن عمار گويد : امام صادق عليه السّلام فرمودند : عالمى نزد عابدى آمدند و به او گفتند : نمازت چگونه است ، گفت كسى مانند من از عبادت او سؤال مىشود ، من ساليان درازى مىباشد كه خداوند را عبادت مىكنم و مىدانم چگونه نماز بگذارم . عالم از او سؤال كرد گريه‌ات چگونه است ، گفت : من گريه مىكنم تا آنجائى كه اشك‌هاى من جارى مىگردد ، عالم به او گفت : اگر خنده كنى و از خداوند بترسى بهتر است از اينكه گريه كنى و خود را راضى و خوشحال بدانى و عمل از خود راضى هرگز بالا نمىرود . 3 - على بن سويد از امام ابو الحسن عليه السّلام روايت مىكند كه از آن جناب سؤال كردم عجب چيست فرمودند : عجب درجاتى دارد ، يكى از آنها اين است كه انسان كارهاى زشت خود را زيبا بداند و از آن خوشش بيايد و گمان كند كه كارهاى خوبى انجام مىدهد ، دوم اينكه بنده‌اى ايمان بياورد و به خداوند منت گذارد كه ايمان آورده است . 5 - عبد الرحمن بن حجاج از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمودند :