تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
44 - حسين بن زيد از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هر كس سه خصلت در آن نباشد در نزد من و خداوند ارزش و اعتبارى ندارد ، گفته شد آنها چه هستند يا رسول اللَّه فرمود : حلمى كه جاهل را از وى دور كند ، خوى نيكى كه بتواند در ميان مردم زندگى نمايد ، و ورعى كه او را از معصيت خدا باز دارد . 45 - هروى گويد : از امام رضا عليه السّلام شنيدم فرمود : خداوند به يكى از انبياء وحى فرستاد و فرمود : هر گاه صبح از خانه بيرون شدى نخستين چيزى كه از مقابلت ظاهر شد آن را بخور ، دومى را مخفى بدار ، سومى را هم بپذير ، چهارمى را مايوس نگردان ، و پنجمى را هم از وى فرار كن . پيامبر هنگامى كه صبح از خانه بر آمد در مقابل خود كوهى را مشاهده كرد ، و گفت : خداوند امر كرده من اين را بخورم او همچنين حيران و سرگردان كه با اين كوه بزرگ چه كند ، او با خود گفت : خداوند فرمان داده تا من او را بخورم و او بىجهت مرا تكليف به اين كار نكرده است او نزديك شد و او را مانند لقمه‌اى يافت و خورد و بسيار هم لذيذ بود . از آنجا عبور كرد و در بين راه طشتى از طلا پيدا شد و او گفت : خداوند به من امر كرد اين را مخفى بدارم ، لذا آن طشت را در زمين دفن كرد و از آنجا گذشت ناگهان متوجه شد طشت از زير خاك بيرون شده است ، او گفت : من فرمان خداوند را در آن باره انجام دادم و به راه خود ادامه داد و رفت . او به راه خود ادامه داد ناگهان از مقابل او پرنده‌اى ظاهر شد كه يك باز آن را مورد تعقيب قرار مىداد ، پرنده خود را به او نزديك و پيرامون او به حركت در آمد ، او گفت خداوند به من امر كرده اين را بگيرم ، لذا آستين خود را باز كرد و پرنده در آن جاى گرفت ، در اين هنگام باز رسيد و گفت : من چند روز است او را تعقيب مىكنم چرا از من گرفتى . پيامبر گفت : خداوند به من امر كرده اين را مايوس نكنم ران او را قطع كرد و به باز داد و از آنجا عبور كرد ، بعد از مدتى به مردارى رسيد كه بو گرفته و كرم‌ها