دائما مشغول ذكر بود .
آن مرد مدتى به اين عمل مشغول بود ، مردمانى كه از كنار آن مىگذشتند مىگفتند خداوند با اين مرد متظاهر و رياكار چه خواهد كرد و سرانجام او به كجا خواهد كشيد ، او در اين هنگام متوجه خود شد و گفت : مثل اينكه من كار بيهوده انجام مىدهم .
او تصميم گرفت بعد از آن همه كارهاى خود را براى خدا انجام دهد ، و همچنين مشغول كارهاى روزمره خود شد و چيزى هم بر آنها نيفزود فقط نيتش تغيير كرد و قصد خير نمود ، همين مرد بعد از اين هر گاه از كنار مردم عبور مىكرد مىگفتند خداوند او را رحمت كند .
91 نام نيك و كار براى خدا
1 - ابو ذر گويد : خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله عرض كردم مردى براى خود كار مىكند ولى مردم او را دوست مىدارند ، فرمود : اين بشارتى است كه مؤمن در دنيا بدست مىآورد .
2 - مفضل گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم گروهى قبل از ما بودند و آنها مىگفتند : هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد كسى از آسمان فرياد مىزند اى مردم خداوند فلان شخص را دوست مىدارد شما هم او را دوست بداريد .
در اين هنگام محبت او در دل مردم جاى مىگرفت و همه او را دوست مىداشتند ، ولى هر گاه خداوند بندهاى را مورد بغض قرار مىداد باز از آسمان اشاره مىشد كه خداوند فلان شخص را دشمن مىدارد شما هم او را دشمن بداريد ، و خداوند كينه او را در دل مردم مىگذاشت .
راوى گويد : امام عليه السّلام كه تكيه كرده بود از حال تكيه بيرون شد و در جاى خود نشست و سه بار با دست خود اشاره كرد و گفت : اين چنين نيست كه آنها