تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
من پياده حركت مىكنم در اين هنگام فرزند سوار شد و لقمان هم پياده حركت كردند ، آنها در بين راه به جماعتى برخوردند ، آنها نيز زبان به اعتراض گشودند . گفتند : اين پدر و فرزند هر دو تربيت ندارند ، پدر نتوانسته فرزند را ادب كند ، اگر فرزند تربيت يافته بود نمىگذاشت پدر پياده حركت كند و خود سوار شود ، فرزند بايد به پدر احترام مىگذاشت و او را سوار مىكرد و خود پياده راه مىرفت ، اين فرزند به پدر ظلم مىكند و هر دو هم تقصير دارند و عملشان قابل نكوهش مىباشد . لقمان گفت : گفته‌هاى آنها را شنيدى گفت : آرى ، بعد متوجه فرزندش شد و گفت : هر دو پياده حركت مىكنيم و مركب را در جلو مىاندازيم ، آنها همچنان پياده دنبال مركب حركت مىكردند كه به گروهى برخوردند ، آنها از اين عمل در شگفت شدند و گفتند : اينها مردمان عجيبى هستند مركب رها كرده و خود پياده حركت مىكنند . لقمان گفت : شنيدى ، فرزندش گفت : آرى شنيدم ، گفت اكنون هر دو سوار اين مركب خواهيم شد ، هر دو سوار شدند مقدارى كه راه پيمودند بار ديگر با جماعتى برخورد كردند آنها گفتند : اين پدر و پسر چه اندازه بىرحم مىباشند ، دو نفرى سوار اين حيوان شده‌اند و اينك كمر آن از سنگينى خم شده است بهتر بود يكى سوار شود و ديگرى پياده برود . لقمان به فرزندش گفت شنيدى اينها چه گفتند ، ما هر كارى كرديم مورد اعتراض آنها قرار گرفت ، اكنون متوجه مدح و ذم مردم مباش و فقط خداوند را در نظر بگير و هر چه محل رضاى او است انجام بده و به سخنان مردم اعتنائى نداشته باش و اگر مىخواهى در دنيا و آخرت سعادتمند باشى رضايت خدا را در نظر بگير . 5 - روايت شده موسى بن عمران عليه السّلام عرض كرد بار خدايا زبان بنى آدم را از من نگهدار ، آنها مرا آزار مىدهند ، در قرآن مجيد هم آمده ،
لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى
، اى مردم مانند كسانى كه موسى را اذيت كردند نباشيد .