يعقوب هنوز در كوچك نگذشته بود كه خداوند به او وحى كرد اى يعقوب شكايت مرا به بندگان بردى ، يعقوب در همان كنار در به سجده افتاد و گفت : بار خدايا ديگر آن سخن را نخواهم گفت خداوند هم به او وحى كرد من از تو گذشتم ديگر اين سخن را بر زبان جارى مكن .
بعد از اين يعقوب هر چه بر سرش آمد به مردم چيزى نگفت و از مشكلات و سختيهاى روزگار سخنى بر زبان جارى نكرد ، و تا آنجا كه در داستان فرزندش يوسف گفت : من از حزن و اندوه خود به خداوند شكايت مىبرم و مىدانم آنچه از طرف خدا آمده ولى شما نمىدانيد .
46 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : صبر بر دو نوع است صبر در هنگام مصيبت كه بسيار خوب است و بهتر از آن صبر در هنگام رسيدن به حرام است ، و ذكر هم دو قسم مىباشد ، ذكر خداوند در هنگام مصيبت و بزرگتر از آن ياد خدا در هنگام برخورد با حرام مىباشد كه ياد خدا او را از حرام باز مىدارد .
47 - داود بن فرقد از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه خداوند متعال به موسى بن عمران عليه السّلام وحى فرستاد و گفت : من مخلوقى محبوبتر از بنده مؤمن خود نيافريدهام ، من او را گرفتار مىكنم تا به آنچه براى او خير است برسد .
من او را از چيزهائى كه براى او خيرى دارد مخفى مىدارم و به او اميد مىدهم آنچه را كه براى او خير مىباشد من به حال بنده مؤمن خود آگاه مىباشم ، او بايد به حكم من راضى گردد و از نعمتهاى من سپاسگزارى كند و در گرفتارىها صبر نمايد تا او را در برابر اين اعمال در زمره صديقان به حساب آورم .
48 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هر مؤمنى نوعى گرفتارى دارد و او بايد همواره در انتظار گرفتارىهاى زيادى باشد ، اگر او در آن گرفتاريها صبر كند خداوند او را از آن گرفتاريها عافيت مىدهد و اگر صبر نكند و بىتابى نمايد گرفتارى ديگرى به او مىرسد او بايد صبر كند و تحمل نمايد .
49 - ثمالى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : هر يك از شيعيان ما كه مبتلا گردند و صبر نمايند خداوند به آنها پاداش هزار شهيد را مىدهد .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٣