اضطراب و عدم صبر منافقان را رسوا مىكند ، زيرا محنتها و مصيبتها هنگامى كه فرود مىآيند از نيتها خبر مىدهند در اينجا راستگو و دروغگو از هم شناخته مىشوند و درونها آشكار مىگردند .
صبر در حقيقت مانند آب تلخى است كه كام انسان را تلخ مىكند و صابر همواره در سختى زندگى مىكند و زندگى پيوسته براى او تلخ است ، اما اگر آدمى در اضطراب بسر برد آن را صبر نمىگويند ، اما جزع و بىتابى در واقع اضطراب دل و عدم آرامش و سكون مىباشد .
شخص مضطرب همواره در غم و اندوه بسر مىبرد و جزع و بىتابى مىكند ، آرامش ندارد ، حالات او همواره در حال تغيير است ، و هر حادثهاى كه در آن خضوع و بازگشت و تضرع بسوى خداوند نباشد و آدمى در آن حادثه به خداوند توجه نكند او را بىتاب و بىصبر مىگويند .
صبر آبى است كه آغاز آن تلخ و پايان آن شيرين مىباشد ، هر كس به پايان آن توجه كند موفق مىگردد ، و هر كس به اوائل توجه نمايد توفيق پيدا نمىكند ، هر كس قدر صبر را بداند همواره در انتظار امرى خواهد بود تا صبر كند خداوند در داستان موسى و خضر مىگويد :
وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً
، خضر به موسى گفت : از مطلبى كه اطلاع ندارى چگونه مىتوانى صبر كنى .
هر كس در برابر مكروهات صبر كند و به كسى شكايت نبرد و جزع و بىتابى نداشته باشد و اسرار خود را فاش نسازد او از صابران به حساب مىآيد و بهرهاش همان است كه خداوند فرمود :
وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ
يعنى آنها را به بهشت و مغفرت مژده بدهيد .
هر كس با خوشحالى از گرفتاريها استقبال كند و با وقار و آرامش و سكون صبر پيشه كند ، و از طبقات خاص و صابران ويژه محسوب مىگردد و بهرهاش همان است كه خداوند فرمود :
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ *
.
43 - آدم بن عيينه گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمود : چه بسا يك ساعت صبر خوشحالى زيادى را براى انسان مىآورد و چه بسا لذت زود گذرى كه