تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
مسلمانان جنگ كرده و در زمين فساد و تباهى بار آورده است ، در امان و بر مال و جان خويش در زينهار است و هر كس در جنگ با ما از او پيروى كند و از فرمانبردارى ما بيرون رود ، ما در جنگ با او از خداوند يارى مى جوييم و خداوند را ميان خود و او قرار مى دهيم و خداوند بسنده‌تر دوست است . و السلام . » گويد : معقل ، رايت امانى بيرون آورد و نصب كرد و گفت هر كس از مردم كنار اين رايت آيد در امان است ، غير از خريت بن راشد و ياران او كه نخست جنگ را بر پا كرده‌اند . همهء كسانى كه از قوم خريت بن راشد نبودند از گرد او پراكنده شدند و در اين هنگام معقل بن قيس ياران خود را آرايش جنگى داد و به سوى خريت پيشروى كرد . با خريت همه افراد قوم او چه مسلمان و چه مسيحى و چه افرادى كه از پرداخت زكات خوددارى كرده بودند همراه بودند . خريت ، مسلمانان ايشان را بر ميمنه لشكر خويش قرار داد و به قوم خود چنين مى گفت : امروز از حريم خود دفاع كنيد و براى حفظ زن و فرزند خويش جنگ كنيد و به خدا سوگند اگر ايشان بر شما پيروز شوند شما را خواهند كشت و همه چيز شما را فرو خواهند گرفت . مردى از قوم او به خريت گفت : به خدا سوگند اين بلايى است كه دست و زبان تو بر سر ما آورد . خريت گفت : به هر حال جنگ كنيد كه اينك شمشير بر هر عذر و بهانه‌اى پيشى گرفته است . گويد : معقل بن قيس هم ميان ميسره و ميمنة لشكر خويش حركت مى كرد و آنان را به جنگ تشويق مى نمود و مى گفت : اى مردم نمى دانيد براى اين جنگ و آوردگاه براى شما چه پاداش بزرگى منظور شده است . خداوند شما را به جنگ قومى آورده است كه از پرداخت زكات خوددارى كرده و از اسلام برگشته‌اند و بيعت خود را با ظلم و ستم گسسته‌اند و من گواهى مى دهم هر كس از شما كشته شود به بهشت مى رود و هر كس زنده بماند خداوند چشمش را با فتح و غنيمت روشن خواهد كرد . و اين سخن را همچنين تكرار مى كرد تا از مقابل همگان عبور كرد . آن گاه برگشت و با رايت خويش در قلب لشكر ايستاد و به يزيد بن معقل ازدى كه بر ميمنه بود پيام فرستاد : بر ايشان حمله كن . او حمله كرد ، آنان نيز در برابر او پايدارى كردند و يزيد مدتى طولانى جنگيد و آنان هم با او جنگ كردند . يزيد برگشت و بر جايگاه خود در ميمنه ايستاد . معقل سپس به منجاب بن راشد ضبى كه در ميسره بود