عذاب نزديك مىباشد .
17 - امام باقر عليه السّلام از عبد اللَّه بن عباس و جابر بن عبد اللَّه كه در جنگ بدر واحد و بيعت شجره شركت داشت و در نزد رسول خدا امتيازى كسب كرده بود و از دوستان امير المؤمنين عليه السّلام بشمار مىرفت روايت مىكند كه او گفت :
يكى از روزها رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله در مسجد نشسته بود و گروهى از اصحاب مانند ابو بكر و عمر و ابو عبيده و عثمان و عبد الرحمن و دو نفر هم از قراء صحابه حضور داشتند ، يكى از آن دو عبد اللَّه بن ام عبد از مهاجران و ديگرى ابى بن كعب انصارى بود كه هر دو هم از شركتكنندگان در جنگ بدر بودند .
در اين هنگام شروع به قرائت سوره لقمان كردند تا به آيه
« وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً »
رسيدند و ابى هم سوره ابراهيم را تلاوت كردند تا به آيه شريفه
« وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ »
رسيدند .
رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمودند : مقصود از ايام اللَّه نعمتها و ابتلاآت خداوند مىباشند ، بعد از آن متوجه اصحاب شدند و فرمودند : من گاهى بخاطر اينكه از موعظه خسته نشويد شما را موعظه نمىكنم ، ولى خداوند به من وحى فرستاده كه بعد از اين آيه
« وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً »
را تلاوت كردند و بعد به اصحاب گفتند : اينك بگوئيد نخستين نعمتى كه خداوند به شما عطا كرد چه بود ، در اينجا ياران آن حضرت به فكر فرو رفتند و نعمتهائى را كه خداوند به آنها ارزانى داشته و به آنها احسان نموده و وسائل زندگى براى آنها فراهم كرده و يا زن و فرزند به آنها داده به ياد خود آورند و متذكر نعمتها شدند .
در اينجا همه سكوت كردند و كسى سخن نگفت ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله متوجه على عليه السّلام شدند و گفتند يا ابا الحسن شما بگوئيد نخستين نعمتهاى خدا كدام است اينها سخنان خود را بر زبان جارى كردند و هر چه مىدانستند گفتند .
على عليه السّلام عرض كرد پدر و مادرم فدايت باد من چه بگويم در حالى كه خداوند ما را به وسيله شما هدايت كرد ، فرمودند با همه اينها نظر خود را بگوئيد و در باره