روايت كرده است ، كتابى دارد كه جمعى از جمله عيسى بن هشام از آن روايت مىكنند . كشى از محمّد بن مسعود نقل كرده ، مىگويد : محمّد بن نصير از محمّد بن حسن از قول جعفر بن بشير از علىّ بن ميمون صائغ نقل كرده مىگويد : خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و گفتم : من به وسيلهء ولايت تو و ولايت پدران و اجدادت به خدا اعتقاد دارم بنابراين از خدا بخواهيد كه مرا در عقيدهام ثابت قدم بدارد ! فرمود : « خدا تو را بيامرزد ! خدا تو را بيامرزد ! » . روايت وى دربارهء حج - قسمت اوّل - به شمارهء ( 1 ) گذشت .
432 - علىّ بن يزيد شامى
، با اين عنوان در كتابهاى رجال ذكرى نيافتيم .
در صورتى كه وى از امام كاظم عليه السلام روايت مىكند و روايت او در بخش اصحاب - قسمت چهل و يك - به شمارهء ( 10 ) نقل شد .
433 - علىّ بن يقطين
، مردى جليل القدر ، بزرگ منزلت ، والامقام در نزد امام كاظم عليه السلام و مقبول القول و حديث در نزد فقها و محدّثان است .
خدمتهاى بزرگى به دست او انجام گرفت و گامهاى بلندى را براى شيعهء اهلالبيت عليهم السلام در بر طرف كردن غم و اندوه از ايشان برداشت كه علماى رجال در كتابهاى خود آنها را ياد كردهاند و بااحترام و تعظيم او را ستودهاند و به موثّق بودن و عدالت او و دفاع از حريم شيعه دربارهء او تصريح نمودهاند .
شيخ در رجال خود او رااز اصحاب امام كاظم عليه السلام ياد كرده ، مىگويد :
علىّ بن يقطين آزادشدهء بنىاسد و در « الفهرست » مىنويسد : علىّ بن يقطين - خدايش از او خشنود باد ! - فردى موثّق ، جليلالقدر ، در نزد امام كاظم عليه السلام از منزلتى و الا برخوردار بود و در بين شيعه ، جايگاه مهمى