تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
مىكند . علىّ بن اسباط بن سالم از آن نقل روايت مىكند ، علّامه در كتاب « الخلاصه » مىنويسد : كشى چيزهايى را از او نقل مىكند و به درستى عقيدهء وى و اظهار ادبش در خدمت امام جواد عليه السلام گواهى مىدهددرصورتى كه حال وى بالاتر از اينها و او ثقه است . كشى از حمدوية بن نصير نقل كرده مىگويد : حسين بن موسى خشّاب از علىّ بن اسباط و ديگران به نقل از علىّ بن جعفر بن محمّد عليهما السلام آورده است ؛ مىگويد : مردى كه به گمانم از واقفيّه بود به من گفت : برادرت ابوالحسن ( امام كاظم ) چه شد ؟ گفتم : درگذشت . گفت : در آن بارهء تو چه مىدانى ؟ مىگويد : به او گفتم : اموال او را تقسيم كردندو زنانش ، تزويج نمودند و گوينده‌اى ( امام ) پس از وى رشته سخن را به دست گرفت . پرسيد : آن گوينده كيست ؟ گفتم : پسرش على ( امام رضا ) عليه السلام ، گفت : او چه شد ؟ گفتم : او هم درگذشت . گفت : چه دليلى بر مردن او دارى ؟ گفتم : اموال او را تقسيم كردند و زنانش ازدواج نمودند و گويندهء پس از او رشتهء سخن را به دست گرفت . پرسيد : گويندهء ( امام ) پس از او كيست ؟ گفتم : پسرش ابوجعفر ( امام جواد ) عليه السلام . گفت : براستى تو در اين سن و سال و با اين قدر و منزلت در حالى كه پدرت جعفر بن محمّد عليهما السلام است . اين حرف را دربارهء اين پسربچه ( امام جواد ) مىزنى ؟ ! على بن جعفر مىگويد : گفتم : من تو را جز شيطانى نمىبينم ! راوى مىگويد : آنگاه ( علىّ بن جعفر ) دست به محاسن خود گرفت و آن را به سمت آسمان بلند كرد و گفت : من چه كنم كه خداوند او ( پسربچه ) را شايستهء اين مقام ( امامت ) ديده ولى اين موى سفيد ( اين پيرمرد ) را شايسته نديده است !