( 1 ) و در قسمت پانزدهم ، به شمارهء ( 1 ) نقل شد .
399 - علىّ بن اشيم
، در « جامع الرّواة » او را از اصحاب امام رضا عليه السلام نام برده ، مىگويد : وى مجهول و ناشناخته است .
( مؤلّف ) مىگويم : او از امام كاظم عليه السلام روايت مىكند و روايت او را در بخش طلاق - قسمت دوّم - به شمارهء ( 1 ) و در قسمت بيست و نهم ، به شمارهء ( 1 ) نقل كرديم .
400 - علىّ بن اسباط
، نجاشى مىگويد : علىّ بن اسباط بن سالم بيّاع زطّى « 1 » ( كنيهاش ) ابوالحسن مقرى ، كوفى ، ثقه و فطحى مذهب « 2 » است . بين او و علىّ بن مهزيار در اين باره مسائلى ردّ و بدل شد كه درنتيجه خدمت امام جواد عليه السلام رفتند و علىّ بن اسباط از عقيدهء خود برگشت .
وى از امام رضا عليه السلام پيش از آن روايت كرده است و از موثّقترين و راستگوترين مردم بود ، كتاب « الدّلايل » از اوست و همچنين كتاب « التفسير » كه احمد بن هلال از آن روايت كرده است .
علّامه در بخش اوّل « الخلاصه » پس از نقل كلام نجاشى و كشى مىنويسد : من به او اعتماد دارم .
هامش
( 1 ) - زطّى يعنى زنگى ، احتمالًا يا اصل اين خانواده اهل زنگ و سياهپوست بودهاند و يا اينفروشنده ، خود سياه بوده ، معروف به زطّى / زنگى شده است - م .
( 2 ) - فطحى ، كسى كه پيرو مذهب فطحيّه است ، پيروان عبداللَّه بن جعفر افطح ( درگذشتهء 148 ) ، عبداللَّه پس از اسماعيل بزرگترين فرزند امام جعفر صادق عليه السلام بود ، ولى منزلتى پيش پدر نداشت و متمايل به حشويّه و مرجئه بود . . . آن دسته را كه به امامت عبداللَّه بن جعفر گراييدند « فطحيّه » نامند ، چون عبداللَّه سرى پهن داشت و به قولى پاهاى پهن ازاينرو او را افطح خواندند . . . ( فرهنگ فرق اسلامى : ص 352 ) - م .