ريحان كوهى
1 - محمد بن يعقوب از ايّوب بن نوح از قول كسى نقل كرده است كه با امام كاظم عليه السلام سر سفره حاضر بود ، مىگويد : امام عليه السلام ريحان كوهى خواست و فرمود : « من دوست دارم غذايم را با ريحان شروع كنم زيرا كه آن ( رگ و پى ) بسته را باز مىكند و ميل به خوردن را ايجاد مىنمايد و سستى را از بين مىبرد ، باكى ندارم پس از اينكه غذا را با آن شروع كردم ، پس از آن چه بخورم زيرا كه ديگر ترسى از درد و فساد ندارم » و چون از غذا خوردن فارغ شديم باز ريحان خواست ، ديدم برگ آن را از روى سفره بر مىدارد و مىخورد و به من هم مرحمت كرد و فرمود :
« غذايت را با آن پايان ده ، زيرا كه ريحان غذاى قبلى را تحليل مىبرد همان طورى كه ميل به غذا را پس از خود به وجود مىآورد و سنگينى غذا را از بين مىبرد و آروغ و بوى دهن را پاكيزه و خوشبو مىكند . » . « 1 »
برنج
1 - محمد بن يعقوب ( كلينى ) از زراره نقل كرده است ، مىگويد : ديدم دايهء امام كاظم عليه السلام وادار به خوردن برنج مىكند و به آن خاطر او را مىزند ، من از ديدن آن ناراحت شدم خدمت امام صادق عليه السلام رفتم ، فرمود :
« مىبينم غمگينى براى آنچه از دايهء موسى عليه السلام ديدى ؟ » گفتم : فدايت شوم ! آرى . فرمود : « برنج غذاى خوبى است رودهها را مىگشايد و بواسير را
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 364 و مكارم الاخلاق : ص 204 .