شرطى ؟
2 - سهم تلاش جسمى در اين ارزش چقدر است ؟
3 - آيا اين تلاش وقتى كه ضرورت پيدا مىكند ، حدّ نهايى دارد ؟
1 - تلاش و حركت رو به پيش
سيجور مىگفت : انسان « به هر نوع تلاشى افتخار مىكند » . « 1 »
اين جهتگيرى به ستايش از روح جانبازى و فداكارى ، همان جهتگيرى مشروع است كه در برخى از شرايط تا درجهء معيّنى گاهى احيانا به حدّى مىرسد كه مىتواند از اين روحيّه ، هدف ديگر ، با ارزشى درخور بسازد . بنابراين ؛ آيا ما حق داريم كه بر ردّ اين روش فكرى پافشارى كنيم ؟
به راستى نيروى عملى كه صرف نمىشود ، جز به خاطر صرف شدن به معناى حقيقى كلمه بازيچه است . و هر نوع تلاش حادّى كه موضوع مشخّصى برايش فرض مىكند ، ارزش خاصّى را به آن مىبخشد و به خاطر همين ارزش خاصّى كه به آن مىدهد ، تصميم مىگيرد كه هرچه زودتر به آن برسد . « 2 »
و از خلال علاقهاش در اين موضوع گمشدهاش ، تلاش آدمى ارزش خود را پيدا مىكند ، همان ارزشى را كه دستاويز وى بوده است .
بلكه تلاش و كوشش بهطور خاص يك ارزش اخلاقى ندارد ، مگر از آن جهت كه وسيلهاى براى تحقّق بخشيدن برخى نيكىهاى اخلاقى است . بنابراين ؛ شعارى كه تلاش و كوشش را به ذات خود مىستايد ، بدون توجّه به اينكه اين كوشش براى چيست ، تلاش از اين ديدگاه ، عبارت از تلاش ديناميكى حياتى است كه هم مىتواند سودمند باشد و هم زيانآور ، چنانكه در شعر اين شاعر « 3 » آمده است :
هامش
( 1 ) - ر ك :se ? gur , Hist . Nap . VIII , 11 . a . te ? par littre ? , art , effort .( 2 ) - بهطور مثال ، كسى با فرض اينكه از سختى دنيا راحت شود ، اقدام به خودكشى مىكند ! - م .
( 3 ) - اين شعر به قيس بن حطيم منسوب است . بهطورى كه در ديوان وى ، ص 44 ، و در « صاعتين » ، ص 245 آمده است . و در « اخبار » ابو تمام ، ص 28 ، از عبد الأعلى بن عبد اللّه بن عامر ؛ و اعجاز القرآن باقلانى ، ص 83 ؛ شرح رضى بر كافى : 4 / 51 و مغنى اللّبيب : 1 / 182 ، به صولى نسبت دادهاند .