همانطورى كه بر شخص رواست كه در عمل بين اجتماعات مختلف علاقهء بيشترى نشان دهد كه اين خود سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه فرمود : « اشكالى ندارد كه فردى از شما دو نوع لباس براى بين مردم غير از دو جامهء كارش داشته باشد . » « 1 » .
ولى انجام وظيفهء انسان نسبت به خدا و به خويشاوندان به قصد اينكه يك شخص برجستهاى در بين مردم باشد و مردم با اعجاب و اكرام به او نگاه كنند و دربارهء او به نيكى سخن بگويند ، اين همان خودخواهى زشت است ، هرچند كه جامهاى بسيار كمارزش بپوشد .
شخص رياكار چنان نيست كه بتوانيم توضيح دهيم ؛ كسى كه ظاهرى تصنّعى و ساختگى دارد و حركات ظاهريش با آنچه در دل و انديشهاش دارد ، متفاوت است ، و خلاصه آنكه كسى كه ظاهرش را بر خلاف باطن مىنمايد تا مردم را بفريبد ، پس در اين حالت ، رياكارى ، نام ديگر مجرمانهاى پيدا مىكند كه همان دورويى و نفاق است ، و سوء نيّتى كه از عمق بيشترى برخوردار است ، همان تلوّن منافقان است .
بنابراين ، صفت رذيلهء « نفاق » مركّب است ، ولى صفت رذيلهء « رياء » بسيط است . رياكار براى مردم فخرفروشى مىكند ، بدون اينكه به فكر فريب دادن و يا پنهان كردن احساسات خاصّ خود زير پوشش ظواهر فريبنده باشد ، بلكه افتخارات خود را به رخ مىكشد تا مردم ببينند ، و از آنها در شگفت آيند ؛ به اين ترتيب او در خود احساس نياز به خودنمايى مىكند و در اين راه تمام
هامش
- على عليه السّلام نقل كرده است كه على عليه السّلام فرمود : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رداى خود را طلبيد ، سپس به راه افتاد . . . » مفهوم روايت آن است كه هروقت بيرون مىرفت ، ردا مىپوشيد ( مترجم عربى ) .
و ر ك : صحيح مسلم : 3 / 1569 ، حديث 1979 ؛ كافى : 3 / 204 ؛ مسند ابى عوانه : 5 / 91 ، حديث 7902 ؛ سنن كبرا : 6 / 124 ، حديث 11456 و ص 341 ، حديث 12735 ؛ من لا يحضره الفقيه : 1 / 151 ؛ سنن ابى داود : 3 / 149 ؛ خصال : 191 .
( 1 ) - ر ك : موطّأ مالك : 1 / 133 ، حديث 244 . و در عبارت آمده است : « اگر امكان داشت دو جامه براى بين مردم جز دو جامهء كار ، داشته باشد . » ؛ تفسير ابن كثير : 4 / 367 ؛ المعتبر : 2 / 316 ؛ صحيح ابن حبّان : 7 / 15 ، حديث 2777 ؛ موارد الظّمآن : 1 / 49 ، حديث 568 ؛ مصباح الزجاجه : 1 / 131 ، باب 47 ؛ منتهى المطلب : 1 / 329 ؛ سنن ابن ماجه : 1 / 349 ، حديث 1096 ؛ تأويل مختلف الحديث : 1 / 200 ؛ شعب الايمان : 3 / 98 ، حديث 3992 ؛ بحار الانوار : 86 / 215 ؛ فتح البارى : 2 / 374 ، حديث 845 ؛ التّمهيد ابن عبد البرّ : 24 / 957 ؛ شرح زرقانى : 1 / 329 ؛ تنوير الحوالك : 1 / 102 ، حديث 242 ؛ علل ، ابن ابى حاتم :
1 / 204 ، حديث 588 ؛ الكامل فى ضعفاء الرّجال : 7 / 148 .