بهشت نيست ، مگر براى قلبهاى سالم :
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ . »
« 1 » ، و دلهايى كه به سوى خدا برگردند :
« وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ . »
« 2 » . ولى هرگاه نزديك سازى به اين ترتيب بين عقايد متفاوت به سامان رسد ، آيا اين عمل باعث وحدت و اندماج آنها خواهد شد ؟ . . .
علىرغم اين حرفها ، نزديكى و تقارب به شكل كامل نيست ، چون نقطهء مورد اختلاف همچنان باقى است .
بنابراين ؛ درحالىكه نظريّهء سختگير ، همواره حاكم به تيرگى و ناپاكى در مورد هر چيزى است كه پاك و پاكيزه نباشد ، در حدّى كه در آيه وارد شده است :
« وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ »
« 3 » ، نظريّهء تسامح و سهلانگار معتقد است كه بين پاكيزگى مطلقى كه موضوع ستايش و پاداش است و بين ناپاكى شديدى كه در روايات زيادى مطرود و مذموم شمرده شده ، طهارت نسبى متوسّطى وجود دارد كه قرآن نه موافقت صريح خود را نسبت به آن اعلام كرده و نه مخالفت نموده است ، و آن موضعى است كه نه استحقاق مدح را مىطلبد و نه ذم را ، بلكه تنها مباح است و بس .
و همچنين ممكن است ما بگوييم كه قرآن كريم ، اين موضع را پسنديده است ، اگرچه به نحوى با صرف بشارات ، به جزا و مجازات وادار هم نكرده است .
ترديدى نيست كه قرآن بهطور مطلق نگفته است : درحالىكه به سعادت اخرويتان چشم داريد ، وظايفتان را انجام دهيد ! ولى گفته است : براى خدا انجام دهيد ، اگر با اين نيّت انجام دهيد ، خوشبخت خواهيد بود .
و چون اين صورت مسئله دور از نظر مانده ، حتّى از نظر بعضى فلاسفه ، ما مىتوانيم به سخت فهمى آن براى عموم مؤمنان حكم كنيم . بنابراين ؛ انسان متوسّط همواره از آن موضع ، صورت وعدههاى نيكى براى صالحان و بيمهاى مخوفى براى اشرار در ذهن دارد ، ولى چون اين انسان ناتوان است و به طبيعت خود حسّاس و با فرض مؤمن بودن ، به فطرت خود به سوى علاقه
هامش
( 1 ) - شعراء ( 26 ) آيههاى 88 - 89 : ( روز رستاخيز ) روزى است كه هيچ مال و فرزندانى سودى نمىدهد ، مگر كسى كه به حضور خدا بيايد ، درحالىكه قلب سليم ( سالم از هرگونه شرك و كفر و آلودگى به گناه ) داشته باشد .
( 2 ) - ق ( 50 ) آيهء 33 : ( آن كسى كه از خداى رحمان در نهان بترسد ) و با قلبى پرانابه در محضر او حاضر شود .
( 3 ) - بقره ( 2 ) آيه 272 : ولى جز براى خدا انفاق نمىكنيد .