و آنكه :
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا . »
« 1 » .
آنكه سخن گفته و مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . »
« 2 » .
خداى سبحان :
« وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ . »
« 3 » ، و
« يَعْلَمُ ما فِي قُلُوبِكُمْ . »
« 4 » ، و
« أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً . »
« 5 » ، و
« شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ . »
« 6 » ، و اوست كه تأكيد مىفرمايد :
« إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى . »
« 7 » ، و « مىبيند » ، « مىشنود » ، « مىداند » اينها بود كه بهطور كلّى اقوالى را كه در اين باب ما برخورد كرديم و آورديم .
ولى آيا قرآن كريم ، مىخواهد اين حقايق را براى ما يادآورى كند تا در ما حالت خوف و ترس از برخى كيفر و عذابها و يا آرزوى برخى از اجر و پاداشها را بيدار كند ؟
به راستى ما نصوصى را در اختيار داريم كه همهء آنهايى را كه از اين قبيل بوده و به ما هشدار مىدهند و از مجازات معيّنى سخن مىگويند ، به كنارى نهاديم « 8 » تا در مجموعهء سوم از
هامش
( 1 ) - مجادله ( 58 ) آيهء 7 : هيچگاه سه نفر باهم نجوا نمىكنند ، مگر اينكه خداوند چهارمين آنهاست و هيچگاه پنج نفر باهم نجوا نمىكنند ، مگر اينكه خداوند ششمين آنهاست ، و نه تعدادى كمتر و نه بيشتر از اينها ، مگر اينكه او ( خدا ) همراه آنهاست ، هرجا كه باشند .
( 2 ) - ق ( 50 ) آيهء 16 : ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم ، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم .
( 3 ) - شورى ( 42 ) آيهء 25 : او ( خدا ) آنچه را انجام مىدهيد ، مىداند .
( 4 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 51 : و خداوند آنچه را ( از اعمال و مصالح بندگان ) در قلوب شماست ، مىداند .
( 5 ) - طلاق ( 65 ) آيهء 12 : علم خداوند به همه چيز احاطه دارد .
( 6 ) - يونس ( 10 ) آيهء 46 : خداوند شاهد و گواه بر اعمالى است كه انجام مىدادند .
( 7 ) - طه ( 20 ) آيهء 46 : من خود با شما هستم ، مىشنوم و مىبينم .
( 8 ) - اوّلا ، آياتى كه اين مطالب را بازگو مىكند ، نقش اعتقاديش بيشتر از نقش اخلاقى است ، به اين معنى كه جنبهء الهى و اوصاف پروردگار را بيش از جنبهء انسانى ( همچون واداشتن و ترغيب به عمل ) دارد و اين قبيل آيات بسيار زياد است . ثانيا ، نصوصى كه درصدد بيان واقعيّت قطعى هستند ، امكان ندارد كه با توجّه به فعل مذكور به عنوان يك انگيزه براى اراده منظور شود ، از اين قبيل است ، آيهء :« قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ . »- آل عمران / 12 : ( به كافران بگو ! به زودى مغلوب خواهيد شد ( در اين دنيا خوار و در قيامت ) و به سوى جهنم محشور مىشويد و چه بد جايگاهى است ( دوزخ ) و -