داشته باشند . واقعيت مطلب آن است كه قرآن كريم در موارد بسيارى اين حقيقت را به ما يادآور مىشود ، كه بيشتر پندهاى حكيمانهء اقناعى و قوىترين دعوتهاى فريبكارانه به بدى ، كمترين تأثير را در راه و رفتار ما به وجود نمىآورد ؛ بدون اينكه ارادهء ما انگيزش آزادانهاى براى پذيرش و يا ردّ آنها داشته باشد . و قرآن مجيد از زبان شيطان چنين بيان مىكند :
« وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ » .
« 1 » و مىگويد :
« نَذِيراً لِلْبَشَرِ لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ . »
« 2 » .
4 - نزديك شدن قساوتمندانه با اعمالى كه از روى هواى نفس و يا از روى تقليد كوركورانه انجام مىگيرد ، قرآن كريم مىفرمايد :
« وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ » .
« 3 » . و مىگويد :
« إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ فَهُمْ عَلى آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ . »
« 4 »
و اين قبيل كارها غالبا كارهايى هستند كه وجدان عمومى به عنوان يك صفت غير مسئولانه اجازه نمىدهد و يا آنها را با مسئوليّت كمرنگى آميخته مىسازد . آيا چنين نيست كه ما اين شكل از اعمال را با وجود متعدّد بودن آنها مىبينيم كه هيچ فردى از طرفداران حتميّت ( جزميّون ) نمىتواند آنها را بپذيرد و سرسختترين مدافعان از اختيار و آزادى ترديدى در پذيرش آنها ندارد ؟
ولى از عجايب است كه اين همه سختگيرى دربارهء حكم مسئوليّت ؛ يعنى آن چيزى كه نمىخواهد هيچ بهانهء درست و صحيحى از دشوارىهاى مربوط به احوال درونى ما را خارج از دايرهء حكم ببيند ، چگونه در وقتى كه نوعى اكراه مادّى پديد مىآيد ، ميدان را از همان لحظه براى گذشت و بخشش باز مىگذارد ؟ - چه اين اكراه از بيرون عارض شود ، مثل اينكه تجاوزگرى شخص را تهديد كند ، و يا اينكه از درون وجود خود ما برخيزد ، مثل اينكه فشار گرسنگى ما را
هامش
( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) آيهء 22 : من بر شما تسلّط و اجبار و الزامى نداشتم ، تنها اين بود كه از شما دعوت كردم ، شما هم با ميل و ارادهء خود پذيرفتيد ، بنابراين مرا هرگز سرزنش نكنيد ، بلكه خويشتن را سرزنش كنيد .
( 2 ) - مدّثّر ( 74 ) آيهء 36 - 37 : هشدار و انذارى است براى انسانها ، براى كسانى كه از شما مىخواهند پيش بيفتند يا عقب بمانند ( به سوى هدايت و نيكى پيش روند ، يا نروند ) .
( 3 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 176 : و او به پستى گراييد و از هواى نفس خويش پيروى كرد .
( 4 ) - صافّات ( 37 ) آيههاى 69 - 70 : چرا كه آنها پدران خود را گمراه يافتند ، ( امّا ) با اين حال به سرعت به دنبال آنان كشانده مىشوند .