اشتباه كنيم ، چون ضرورت اخلاقى درعينحال با ضرورت مادى
( La ne ? cessite physique ? )
و ضرورت منطقى
( logique La ne ? cessite ? )
، تفاوت دارد .
بنابراين ، قانون مادّى بر پيكر ما سنگينى مىكند و ما آن را با ناراحتى تحمّل مىكنيم ، بدون اينكه بتوانيم آن را انكار نماييم و امّا قانون اخلاقى - برعكس - آزادى اختيار را مقرّر مىدارد و ما را مكلّف مىسازد . امّا از نظر مادّى مجبورمان نمىكند ، زيرا اوّلا : امكان مراعات يا مخالفت آن را به خود ما واگذار مىكند و ( سرانجام نسبت به مقاومت در برابر آن ما را به خودمان وا مىگذارد ) ، و اين است كه آن قاعدهء اصلى كه قرآن كريم از اعلان آن غفلت ندارد ، چه مربوط به يك وظيفهء ايمانى و يا به وظيفهاى از وظايف عملى باشد . اگر ما يلى اين آيات را از قرآن كريم تلاوت كن :
« وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً »
« 1 » ؛
« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ »
« 2 » ؛
« لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ »
« 3 » ؛
« أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ »
« 4 » ؛
« فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ » .
« 5 »
چنين است كه آدمى در برابر وظيفه ، برحسب واقع اختيار دارد ، ولى از نظر شرع چنين اختيارى را ندارد . بنابراين وظيفهء اخلاقى را به عنوان يك ضرورت هستى نمىتوان قبول كرد ، بلكه يك ضرورت مثالى و آرمانى است . باوجود اين ، نبايستى ما آن را با ضرورت منطقى اشتباه كنيم ، چون ضرورت منطقى خودش را به عنوان امر مسلّمى از مسلّمات ، بر عقل ما تحميل مىكند ، و شخص نمىتواند آنچه را آشكارا ديده است ، ناديده بگيرد ، و الزام اخلاقى نيز خودش را بر ارادهء انسانى - به عنوان چيزى كه محقّق نشده است ولى بايد محقّق شود - تحميل مىكند .
هامش
( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 80 : « اگر كسانى سرپيچى كنند و با دستورات تو به مخالفت برخيزند ، مسئوليّتى در برابر اعمال آنها ندارى و موظّف نيستى كه به حكم اجبار آنها را از هر خلافى بازدارى ( وظيفهء تو تبليغ رسالت و امر به معروف و نهى از منكر و راهنمايى افراد گمراه و بىخبر است . ) » .
( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 256 : « در قبول دين هيچ اكراهى نيست ، ( زيرا ) راه درست از بيراهه آشكار شده است . »
( 3 ) - غاشيه ( 88 ) آيهء 22 : « تو سلطهگر بر آنان نيستى كه ( بر ايمان ) مجبورشان كنى . »
( 4 ) - يونس ( 10 ) آيهء 99 : « بااينحال آيا تو مىخواهى مردم را اكراه كنى كه ايمان بياورند ؟ » .
( 5 ) - نور ( 24 ) آيهء 54 : « پس اگر سرپيچى كنيد و رويگردان شويد ، پيغمبر مسئول اعمال خويش است ( و وظيفهء خود را انجام داده است ) و شما هم مسئول اعمال خويشيد . امّا اگر از او اطاعت كنيد ، هدايت خواهيد شد و ( در هر حال ) بر پيامبر چيزى جز ابلاغ آشكار ، نيست . »