مىفرمايد :
« ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ »
« 4 » .
و از اين قبيل است موضعگيرى پيامبر در يكى از حالات دزدى كه داورى به نزد وى بردند ، به طورى كه در قرآن آمده است ؛ و نزديك بود كه اگر كمك وحى نبود ايشان در قضاوتش فريب بخورد ؛ بىگناه را مجرم و گنهكار را آزاد كند . قرآن دراينباره مىفرمايد :
« وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ
هامش
( 4 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 113 : « شايسته نيست كه پيامبر و افراد باايمان براى مشركان آمرزش خواهند » .
دراينباره به كتاب « بلوغ المآرب فى نجاة آباء النّبى و عمّه » با تحقيق مترجم ( فرانسه به عربى ) نوشتهء شيخ سليمان جمل از هرى و همچنين به تفسير همين آيه در تفسير طبرى ، ج 11 ، ص 30 مراجعه كنيد كه مىنويسد : اهل تأويل در شأن نزول اين آيه اختلاف نظر دارند ؛ بعضى گفتهاند : دربارهء ابو طالب نازل شده است و گروه ديگر مىگويند : دربارهء مادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده است ، چون رسول خدا خواست براى مادرش طلب مغفرت كند ، منع شد ! و عدّهء ديگرى گفتهاند : به اين خاطر نازل شد كه مردمانى از اهل ايمان براى مردگانشان از مشركان استغفار مىكردند ، اين آيه نازل شد و نهى شدند .
از ابن عبّاس دربارهء اين آيه آمده است كه همچنان براى مردگان مشركشان استغفار مىكردند ، تا اينكه اين آيه نازل شد ، از استغفار براى مردگان ، خوددارى كردند . ر . ك : زمخشرى ، الكشاف ، 2 / 217 ؛ ابن عربى احكام القرآن ، 2 / 1021 ؛ فخر رازى ، التفسير الكبير ، 16 / 108 ؛ ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، 1 / 78 ؛ شوكانى ، فتح القدير ، 2 / 411 .