ب - سنّت :
حقيقت اين است كه تمام دانشمندان اتّفاقنظر دارند كه تعاليم سنّت عملى يا آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ما رسيده است ، « 1 » منبع دوم با اهميّت بسيار براى شريعت اسلامى - پس از قرآن - است .
قرآن كريم خود از مؤمنان مىخواهد كه بدون زحمت پس از ايمان به نبوّت به تمام اوامر او تسليم باشند ، از جمله :
« فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً »
« 2 » ، و اين آيه :
« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »
« 3 » ، و اين آيه :
« وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ »
« 4 » ، و اين آيه :
« وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ »
« 5 »
باوجود اين ، اگر به حقيقت امر نگاه كنيم ، مىبينيم كه تمام اوامر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، تكليف نهايى را - هر نوع تكليفى كه باشد ، خواه شرعى و يا دينى - الزام و ايجاب نمىكند ، مگر در حدّ معيّن و مشروط و آن هم بدين صورت كه به صراحت يا بهطور ضمنى در پوشش تفكّرى باشد ، كه صفت وحى آن را پوشش دهد .
هرگاه مشتمل بر اين صفت الهى نباشد ، زمينهاى براى آموزهء قانونى نخواهد بود ، و در مثل مانند آن است كه شخصى بدون سلطهء بر ديگران حرفى را گفته باشد ! « 6 »
هامش
( 1 ) - مقصود از سنّت مأثوره ، تمام اقوال ، افعال و تقريرات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تمام موافقتهاى ضمنى ، استحسانى و يا ردّ آن حضرت است . البتّه از نظر شيعه : اقوال ، افعال و تقريرات ، ائمّهء معصومين عليهما السّلام نيز سنّت است - م .
( 2 ) - نساء ( 4 ) آيهء 65 : « به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود ، مگر اينكه تو را در اختلافات خود به داورى بطلبند ، در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى ننمايند و كاملا تسليم باشند . »
( 3 ) - نساء ( 4 ) آيهء 80 : « هركس از پيامبر اطاعت كند ، از خدا اطاعت كرده است . »
( 4 ) - حشر ( 59 ) آيهء 7 : « آنچه رسول خدا براى شما آورده است ، بگيريد ( و انجام دهيد ) . »
( 5 ) - نور ( 24 ) آيهء 56 : « رسول خدا را اطاعت كنيد تا ( در پرتو انجام اين دستورات ) مشمول رحمت او ( خدا ) شويد » .
( 6 ) - چنانكه اشاره شد ، تمام گفتار و رفتار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حجّت است ، به بيان صريح قرآن كريم ، هيچ سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برخاسته از هوى و هوس نيست ، بلكه همه وحى الهى است :« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »( رحمن / 3 و 4 ) ، يعنى : و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد ، ( سپس با صراحت مىفرمايد : ) آنچه مىگويد : جز وحى كه بر او نازل شده نيست . -