دعاى پيامبرش را در حق تو مستجاب كرد ، آنگاه خداوند پيامبرش را فرمان داد كه اولويّت امامت تو را بر امّتش اظهار كند ، تا علوّ مقام تو بر مردم روشن و برهان حقانيّت تو بر مردم آشكار شود و سخنان بيهودهء مخالفان از بين برود و رشتهء عذر و بهانههاى مردم قطع شود .
چرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از فتنه و فساد تبهكاران امّت بيمناك بود و دربارهء تو از منافقان خوف داشت خداى ربّالعالمين به او وحى كرد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
« 1 » اين بود كه پس از نزول اين آيه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رنج سفر را به خود هموار و در بيابان ريگزار و گرماى سخت به پا خاست ، خطبهاى با صداى بلند به طورى كه همه بشنوند آغاز كرد و حكم خدا را راجع به على عليه السلام ابلاغ كرد و سپس از همگى پرسيد : اى مردم ! آيا من فرمان خدا را به شما ابلاغ كردم ؟ همه گفتند : آرى يا رسول اللَّه ! آنگاه عرضه داشت : تو گواه باش ! و پس از آن فرمود : آيا من به مؤمنان سزاوارتر از خودشان نيستم ؟ همگى گفتند : چرا يا رسول اللَّه ! سپس دست تو را گرفت و فرمود :
هر كه را باشمش مولا و دوست - ابن عم من على مولاى اوست . بار الها دوست بدار هر كه او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن بدارد و يارى كن هر كه او را يارى كند و خوارساز هر كه او را خوار سازد ! با وجود اين ، مردم به آنچه خداوند در حق تو بر پيامبرش نازل فرمود جز اندكى ايمان نياوردند و بيشترشان جز زيان بر خود چيزى
هامش
( 1 ) - مائده / 67 : اى پيامبر ! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ( به مردم ) ابلاغ كن ! اگراين كار را نكنى رسالت خود را تبليغ نكردهاى خداوند تو را از ( خطرات ) مردم نگاه خواهد داشت .