معيشت
1 - كلينى مىگويد : محمّدبن حسن طى نامهاى به ابومحمّد عليه السلام نوشت :
مردى با مالى كه از راهزنى دريافت كرده و يا از دزدى به دست آورده است از بيگانهاى باغ يا خدمتكارى را بخرد ، آيا ميوهاى كه از آن باغ برداشت مىكند بر او حلال است و آيا كنيزى را كه با پول دزدى و يا راهزنى خريده است جايز است او را به همسرى برگزيند ؟
امام عليه السلام در پاسخ مرقوم فرمود : « در چيزى كه اصلش حرام است خيرى نيست و استعمال آن جايز نمىباشد . » . « 1 »
2 - از عبداللَّهبن جعفر نقل كرده ، مىگويد : به امام عليه السلام نوشتم و راجع به مردى كه شتر دوساله و يا گاوى را براى قربانى خريده است ، وقتى كه ذبح كرده از شكم حيوان كيسهء پول نقره يا طلا و يا گوهرى درآمده است ، پرسيدم : به چه كسى متعلّق است ؟
پاسخ آن حضرت به خط خودشان رسيد : « از فروشنده بخواهد تا آن را معرفى كند و اگر نتوانست معرفى كند ( ثابت كند كه مال اوست ) آن چيز مال تو است و خداوند او را روزى تو كرده است . » . « 2 »
3 - مىگويد : محمّدبن حسن به محضر ابومحمّد عليه السلام نوشت : مردى مزدورى مىگيرد تا براى او ساختمان ديگرى را بسازد و به او خوراكى و پنبه و چيزهاى ديگرى بدهد ، سپس نرخ خوراكى و پنبهاى را كه به او مىدهد تغيير كرده ؛ كم و زياد شده است ، آيا مىتواند به نرخ روز حساب
هامش
( 1 ) - كافى : 5 / 125 ، تهذيب : 2 / 369 و استبصار : 3 / 67 .
( 2 ) - كافى : 5 / 139 .