و چگونه يكى را خوش سيما آفريده امّا نيازمند نموده است ؟ و چگونه يكى را شرافت داده ولى تهيدست كرده ولى يكى را بىنياز ساخته امّا پست و فرومايه نموده است ؟ وانگهى اين ثروتمند حق ندارد بگويد : چرا زيبايى فلان كس را بر توانگرى من نيفزودند ، و يا آدم شريفى بگويد : چرا ثروت فلانى بر شرافت من افزوده نشد ! و همين طور شخص پستى بگويد : چرا به پستى من شرافت فلانى را نيفزودند ! بلكه فرمان از آنِ خداست ، هر طورى كه بخواهد روزى مىكند و هر چه را اراده كند انجام مىدهد ، و او در كارهايش حكيم ود ر اعمالش ستوده است و اين است معناى كلام خدا ( در جواب ) اين كلام
« وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ »
« 1 » كه فرمود : « اهم يقسمون رحمت ربك ؟ * يا محمّد
« نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا »
« 2 » پس بعضى را به بعضى نيازمند كرديم ؛ آن يكى به مال اين نيازمند و اين يكى به كالاى او ، و يا به خدمت آن ديگرى نيازمند است . در نتيجه مىبينى بزرگترين پادشاهان و ثروتمندترين ثروتمندان نيازمند به تهيدستترين تهيدستان در يك جهتى است ؛ يا كالايى دارد كه او ندارد و يا خدمتى از او بر مىآيد كه بايد براى اين پادشاه انجام دهد و اين جز به وسيله او نمىتواند مشكل خود را حل كند ، و يا بخشى از علم و حكمت را دارد و آن پادشاه نيازمند است كه از اين تهيدست استفاده كند ! بنابراين آن نيازمند محتاج به مال اين پادشاه ثروتمند و آن پادشاه نيز به
هامش
( 1 ) - زخرف / 31 : ترجمه آيه گذشت - م .
( 2 ) - زخرف / 32 : آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ؟ ما معيشت آنها را در حيات دنياميان آنها تقسيم كرديم .