از آنجا به ما عطا كنى و بىنيازمان سازى شايد ما آرام بگيريم ! در صورتى كه تو خود گفتهاى :
« كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
« 1 » سپس گفت :
« أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ »
« 2 » يعنى به خاطر بالا رفتن تو به آسمان هم به تو ايمان نمىآوريم ، مگر اينكه بر ما كتابى نازل كنى كه ما در آن بخوانيم ؛ از جانب خداى مقتدر حكيم بر عبداللَّهبن ابىاميّهء مخزومى و همراهان او ، مبنى بر اينكه به محمّدبن عبداللَّهبن عبدالمطّلب ايمان آوريد كه او فرستادهء من است و گفتهء او را تصديق كنيد كه او از جانب من است .
وانگهى يا محمّد ! من نمىدانم اگر تمام اين كارها را بكنى باز هم من به تو ايمان مىآورم يا نه ، بلكه اگر ما را به آسمان ببرى و درهاى آسمان را به روى ما بگشايى و ما را وارد آنجا نمايى خواهيم گفت : « ما را چشم بندى كردهاى و ما را سحر نمودهاى » . « 3 »
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از شنيدن سخنان وى فرمود : « اى بندهء خدا ! آيا حرف ديگرى ماند ؟ گفت : يا محمّد ! آيا در آنچه من گفتم كفايت نكرد و منظور ما را نرساند ؟ خير ، چيزى نماند ! اكنون تو هر چه مىخواهى بگو و اگر دليلى دارى از خودت دفاع كن و آنچه را كه خواستيم بياور !
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : خدايا تو شنوندهء هر صدا و داناى به هر چيزى ، آنچه را كه اين بندگانت گفتند ، تو آگاهى ، اين بود كه خداوند اين
هامش
( 1 ) - علق / 6 : چنين نيست ، ( بلكه ) بيقين انسان ، اگر خود را بىنياز ببيند ، طغيان مىكند .
( 2 ) - اسراء / 93 : يا به آسمان بالا به روى ، حتى اگر به آسمان روى ايمان نمىآوريم !
( 3 ) - اشاره به آيهء 15 سورهء حجر .