تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
را پى گرفتم تا به بيمارى رسيد ، آن دو گردهء نان و دو انار را جلوى او گذاشت و رفت ، باز هم دنبال او رفتم تا در يك قطعه زمينى از بيابان مستقرّ شد ، به او گفتم : اى بندهء خدا ! من آوازهء تو را شنيده بودم و دوست داشتم تو را ببينم ، ولى از تو چيزهائى ديدم كه مرا دلنگران كرد ، و اكنون از تو مىپرسم تا نگرانيم از بين برود ! پرسيد : چه ديدى ؟ گفتم : ديدم تو به يك نانوا برخوردى و از او دو نان دزديدى ، سپس به انارفروشى رسيدى از او هم دو انار دزديدى ! ؟ مىفرمايد : او در جواب من گفت : پيش از هر چيز بگو ببينم ، تو كيستى ؟ گفتم : من مردى از فرزندان آدم عليه السلام ، از امّت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم هستم . باز پرسيد : به من بگو : تو كيستى ؟ گفتم : مردى از خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم . گفت : از كدام شهر ؟ گفتم : مدينه . گفت : شايد تو جعفربن محمّدبن علىّبن حسين‌بن علىّبن ابىطالب عليهم السلام هستى ؟ گفتم : آرى . گفت : چه فايده تو را اين شرافت نسب با وجود ناآگاهى تو از مايه شرف خود و واگذاشتن علم جد و پدرت ، تا كسى را كه لازم است به خاطر عملش ثنا و ستايش كنند تو مورد اعتراض قرار ندهى ؟ ! گفتم : آن چيست كه من نمىدانم ؟ گفت : قول خداى تعالى :
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها »
« 1 » و من وقتى كه دو گردهء نان دزديدم ، دو گناه ، و دو انار دزديدم ، آن هم دو گناه ، پس مجموعاً چهارگناه كرده‌ام ، ولى چون صدقه دادم در برابر مجموع آنها چهل حسنه دارم ، پس از چهل حسنه ، چهار تا در برابر چهار گناه ، در آن
هامش
( 1 ) - انعام / 160 : هر كسى كار نيكى بجا آورد ، ده برابر به او پاداش داده مىشود ، و هر كس كار بدىانجام دهد جز به همان مقدار كيفر داده نمىشود .