خشم وكينهء شاه تمامى نداشت ؛ أو عرصه را چنان تنگ كرد كه دشتكى وآن دسته از خويشان ونزديكان وى كه گرايشات فلسفي داشتند به انزوا كشيده شدند .
شمارى مجبور به مهاجرت گرديدند وعدّهاى نيز به دليل ترس از جان خويش به سرزمينهاى همسايه مانند هند كه به دار الآمان شهره بود ، گريختند .
3 . دوران تدريس : دشتكى پس از بازگشت دوباره به شيراز در سال 938 ه . ق در دههء پايانى عمر خويش بيشتر همّ خود را به تدريس ، تأليف وتربيت شاگردان پرداخت . گر چه پيش از ورود به دربار نيز به اين مهمّ اشتغال داشت .
شاگردان بسيار گرانقدرى را پرورش داد كه از آن جملهاند :
- شرف الدين ، فرزند مهتر غياث الدين كه مقامات العارفين ورسالة في التصوّف والأخلاق را به نام أو نوشت . شرف الدين بر خلاف پدر وديگر برادرش تمايلى به دانشهاى عقلي نداشت واز اينكه با حكومت وقت همكارى داشت ، هماره مورد نكوهش پدر واقع مىشد .
- صدر الدين محمّد ، فرزند كهتر غياث الدين
- تقى الدين أبو الخير فارسي با آثاري چون : صحيفة النور وخلاصهء آن طليعة النور
- أمير أبو الفتح شريفى با حاشيهاى بر آداب البحث ايجى
- فخر الدين محمّد استر آبادي با آثاري چون آداب المناظرة والأسئلة السمّاكية ، إثبات الواجب وحاشيهاى بر الهيات شرح تجريد قوشچى
- كمال الدين حسين الهى اردبيلى در گذشتهء 950 ه . ق نويسندهء شرح مفصّل گلشن راز وشرح عرفانى وذوقي بسيار گرانسنگ وكم نظير منهج الفصاحة بر نهج البلاغة متأسّفانه در فضاى حكمتستيزى ومعارضه با حكما وفلاسفه ، دشتكى مورد بىمهرىهاى فراوان قرار گرفت وكار بدانجا انجاميد كه شمارى غير منصفانه تمامى تلاشهاى اين حكيم فرزانه در راه بسط وگسترش باورهاى ديني را ناديده انگاشته ودر
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 55
مساهمون: غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
صمقدمه ٥٥