همين كه ما اختلافمان را در اين باب به داورى برديم
به سود ما و زيان ايشان حكم دادند چون نداى عبادتگاهها وسيله ما بالا گرفت
تو ما را خاموش مىبينى در حالى كه صداى بلند ( اذان )
در هر اجتماعى گواه بر برترى ما بر ايشان است
و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم احمد جد ماست
و ما پسران او همانند ستارگاه درخشانيم
متوكّل پرسيد : يا اباالحسن ! منظور از « نداء الصّوامع » چيست ؟
فرمود : « اشهد ان لا إله الا الله و اشهد ان محمّدا رسول الله ! »
آنگاه رو به متوكّل كرد و فرمود : « آيا اين محمّد جد من است يا جد تو ؟ »
متوكّل خنديد و گفت : البته جد شماست و تو را از او مانع نمىشويم !
11 - محمّدبن طلحه مىگويد : اما مناقب او ، جلالت قدرش تمام گوشها را پر كرده و محبتش در ژرفاى دلها همچون مرواريدهاى گرانبها در داخل صدفها جا گرفته است ، اينها همه گواهند كه وجود مقدسش به بالاترين اوصاف آراسته است و پس از درجه نبوت به اوج عظمتها رسيده و والاترين شخصيتهاست . اينك اين ابوالحسن است كه روزى از سرّمن رأى به قصد قريهاى براى كار مهمى درآمد ، پس مردى از اعراب به جستجوى وى درآمد ، به وى گفتند : امام عليه السلام به فلان جا رفته است ، آن مرد راهى آنجا شد ، وقتى كه به آنجا رسيد ، عرض كرد : من مردى از عربهاى كوفه و از متمسكان به ولايت جد شما علي بن ابى طالبم ، و وامى به گردن دارم كه بر دوشم سنگينى مىكند و براى اداى آن كسى را جز شما نيافتم !
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٩