« به نام خداوند بخشايندهء مهربان ،
« فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ »
« 1 »
راوى مىگويد : متوكّل پس از دريافت جواب امام عليه السلام دستور داد آن مرد را به قدرى زدند تا مرد . « 2 »
9 - وى به اسناد خود از علي بن محمّد نوفلى نقل كرده ، مىگويد : از ابوالحسن ( امام دهم ) عليهما السلام شنيدم كه مىفرمود :
« اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است و تنها يك حرف در نزد آصفبن برخيا بود كه آن را به زبان آورد و زمين را بين خود و بين شهر سبا شكافت ؛ و تخت بلقيس را برداشت تا به نزد سليمان آورد ، آنگاه زمين در كمتر از يك چشم بر هم زدن گسترده شد ، و در نزد ما ( ائمه اهل بيت ) هفتاد و دو حرف است و يك حرف در نزد خدا و مخصوص به او در علم غيب اوست . » . « 3 »
10 - همو به اسناد خود از ابومحمّد فحّام نقل كرده ، مىگويد : متوكّل از ابن جهم پرسيد : چه كسى از همهء مردم شاعرتر است ؟ ابن جهم شاعران زمان جاهليت و زمان اسلام را نام برد ! سپس از ابوالحسن ( امام دهم ) پرسيد ، فرمود : « جمّانى بهترين شاعر است آنجا كه مىگويد :
براستى از قريش گروهى بر ما به خاطر كشيده بودن صورت و درازى انگشتان مباهات كردند
هامش
( 1 ) - غافر ( مؤمن ) / 84 - 85 : پس چون عذاب ما را ديدند ، گفتند : ما به خداى يكتا ايمان آورديم و به همهء بتهايى را كه شريك خدا قرار داده بوديم كافر شديم . . .
( 2 ) - مناقب : 2 / 443 .
( 3 ) - همان : 2 / 446 .