امام علي بن محمد عسكرى ، از پدرش محمدبن على و او از پدرش علي بن موسى ، از پدرش موسىبن جعفر عليهم السلام آورده است ، مىفرمايد : « حضور سرورم امام صادق عليه السلام بودم اشجع سلمى ( شاعر معروف ) به قصد مدح آن حضرت وارد شد ، ديد مريض است ، نشست و از ذكر مدح خوددارى كرد ، سرورمان امام صادق عليه السلام به وى گفت : از بيمارى ( من ) بگذر ! بگو :
چرا آمدهاى ؟ عرض كرد :
خداوند شما را از اين بيمارى در حال خواب و بيدارى لباس عافيت بپوشاند !
دردها را از جسم شما بيرون آورد همان طورى كه ذلت درخواست را از گردن شما !
امام صادق عليه السلام پس از شنيدن سخن وى فرمود : غلام ! چه قدر موجودى دارى ؟
عرض كرد : چهارصد درهم ، فرمود : آنها را به اشجع بده !
راوى مىگويد : اشجع چهارصد درهم را گرفت و تشكر كرد ، و برگشت . امام عليه السلام فرمود :
آن مبلغ را برگردان ! عرض كرد : مولاى من ! درخواست كردم ، شما مرحمت نموديد و من بىنياز شدم ، اكنون چرا پس گرفتيد ؟ فرمود : پدرم از پدرانش از قول پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت كردهاند كه فرمود : بهترين بخشش آن است تا وقتى كه هست نعمتى ماندگار باشد ! و آن چه من به تو دادم به صورت نعمت ماندگار براى تو نمىماند . اينك اين انگشترى من اگر در برابر آن ده هزار درهم به تو دادند ( بده ) اگر نه تا فلان وقت برگرد ! من آن را از تو مىگيرم !
عرض كرد : سرورم ! شما مرا بى نياز كرديد ، من زياد مسافرت مىكنم
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 455
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٥٥