فرمود : يا موسى ! مزد او مانند كسى است كه روزه نگرفته است ! » . « 1 »
3 - از ابوهاشم جعفرى نقل كرده ، مىگويد : در تنگناى شديدى قرار گرفتم ، رفتم خدمت ابوالحسن محمدبن على عليهما السلام اجازه ورود دادند ، همين كه نشستم ، فرمود : « ابوهاشم ! مىخواهى كدام يك از نعمتهاى خداى عزوجل را شكرگزارى كنى ؟ »
ابوهاشم مىگويد : من سرگردان شدم ، نمىدانستم چه جوابى بدهم ! آن حضرت شروع كرد و فرمود : « خداوند به تو نعمت ايمان را داده است و بدان وسيله بدنت را بر آتش دوزخ حرام كرده است و تندرستى را داده ، پس بر طاعت تو در برابر خدا كمك كرده است و به تو نعمت قناعت را داده است و تو را از تشريفات نگاه داشته است . اى ابوهاشم ! من از آن جهت شروع كردم و اينها را گفتم كه گمان مىكردم مىخواهى نزد من شكوه كنى ! چه كسى با تو چنين كرده است در حالى كه من دستور دادم صد دينار به تو بدهند ، پس آنها را بگير ! » . « 2 »
4 - از يعقوببن يزيد با يك واسطه نقل كرده ، مىگويد : روز چهارشنبه بر ابوالحسن علي بن محمد عسكرى عليهما السلام وارد شدم در حالى كه او حجامت مىكرد ، عرض كردم : مردم مكه و مدينه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكنند كه مىفرمود : « هر كه روز چهارشنبه حجامت كند ، لكه سفيدى بر بدنش بيفتد ، جز خودش كسى را سرزنش نكند ! » فرمود : « دروغ گفتهاند ؛ اين اتفاق براى كسى مىافتد كه مادرش در عادت ماهيانه بر او حامله
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : ص 125 .
( 2 ) - همان : ص 248 و من لا يحضره الفقيه : 4 / 401 .