يكى از روستائيان نامهاى به ما داد و چيزهايى داد كه به آن حضرت برسانيم و گفت : از طرف من سلام برسانيد و از آن حضرت راجع به تخم فلان پرنده از پرندگان نيزار بپرسيد ؛ آيا مىشود خورد يا نه ؟ رفتيم و آنچه همراهمان بود به خزانهدار آن حضرت داديم ، در آن بين فرستادهء شاه ( خليفه ) نزد وى آمد ، از جا بلند شد تا سوار مركب شود ، و از نزد وى بيرون رفت و ما چيزى از او نپرسيديم ، همين كه به خيابان رسيديم ، آن حضرت به ما پيوست و به همراه نبطى من گفت : « به فلانى سلام برسان و به او بگو : تخم فلان پرنده را نخور كه از مسخ شدگان است ! » . « 1 »
هامش
( 1 ) - اثبات الوصيه : ص 230 .