« برده را در حال موت به حال خود بگذارد ، او اجرى است براى مولا ، در صورتى كه آزاد كردن وى در آن ساعت سودى به حال او ندارد ! » . « 1 »
2 - صدوق از حريز نقل كرده است ، مىگويد : از ابوالحسن عليه السلام راجع به مردى پرسيدم كه به بردهاش گفت : تو آزادى و مال و دارايى تو از آنِ من باشد ؟ فرمود : « عنوان مال را پيش از آزادى بگويد : مال تو متعلق به من و تو آزادى ! با رضايت آن برده ( صحيح است ) . » . « 2 »
3 - همو مىگويد : حسن صيقل راجع به مردى پرسيد كه مىگويد :
نخستين بردهاى كه دستش بيفتد آزاد است ، شش برده را يك جا مالك مىشود ؟ فرمود : « او نيتش آزادى يك برده بود ، اكنون هر كدام را خواست آزاد كند . » . « 3 »
5 - « 4 » از فضلبن مبارك نقل كرده است كه دربارهء مردى به محضر ابوالحسن علي بن محمد عليهما السلام نامهاى نوشت كه بردهاى دارد ، بيمار است آيا در همان حال بيمارى او را آزاد كند اجر بيشترى دارد ، يا اين كه به حال بردگى واگذارد ؟ فرمود : « اگر در حال بيمارى است آزاد كردنش بهتر است ، زيرا كه خداى عزوجل در برابر هر عضو او ، عضوى را از آتش دوزخ آزاد مىكند ولى اگر در آستانه مردن باشد ، در حال بردگى واگذارد ، بهتر از آزاد كردن اوست . » . « 5 »
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 195 .
( 2 ) - من لا يحضره الفقيه : 3 / 153 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان . شماره ( 4 ) با مختصر تفاوت لفظى عين شماره ( 1 ) بود - م .
( 5 ) - همان : 3 / 154 .