تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
ابوالحسن عليه السلام فرستاد ، امام عليه السلام در پاسخ نوشت : « به نام خداوند بخشندهء مهربان ،
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ »
« 1 » متوكّل دانست كه چنين چيزى جايز است زيرا كه خداوند كافر را به كنيه نام برده است . « 2 » 10 - از همان كتاب و با همان اسناد نقل كرده است كه به متوكّل گفتند : ابوالحسن يعنى على بن محمّد بن على الرّضا عليهم السلام قول خداى تعالى :
« يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ » .
« 3 » هر دو آيه را به اولى و دومى تفسير مىكند ! متوكّل گفت : دليل اين كار او چيست ؟ گفتند : مردم را پيرامون او جمع كنيد و در حضور مردم از او بپرسيد ، اگر همين طور تفسير كرد كه حاضران كار او را يكسره كنند و اگر خلاف اين تفسير نمايد پيش اصحابش رسوا شود ! راوى مىگويد : متوكّل دنبال قاضيان و بنى هاشم و بزرگان فرستاد ، آمدند و از آن حضرت پرسيدند ، فرمود : « اين دو مرد را به كنايه گفته و با پرده پوشى بر ايشان منّت نهاده است آيا اميرالمؤمنين [ ! ] مايل است خداوند پرده را بردارد ؟ متوكّل گفت خير . « 4 » 11 - حافظ ابوبكر خطيب بغدادى از حسين بن يحيى نقل كرده است ، مىگويد : متوكّل در آغاز خلافتش مريض شد . . . « 5 »
هامش
( 1 ) - مسد / 1 : بريده باد دو دست ابولهب . ( 2 ) - بحار الانوار : 10 / 391 . ( 3 ) - فرقان / 27 : و به خاطر آور روزى را كه ستمگر ( از شدت حسرت ) هر دو دستش را به دندان مىگزد . ( 4 ) - تاريخ بغداد : 12 / 56 . اين ماجرا را با اختلاف در عبارت ، قبلًا در همين باب ( احتجاجات ) به شمارهء ( 4 ) از كتاب احتجاج : ص 257 نقل كرديم - م . ( 5 ) - همان : 12 / 56 . اين داستان را در بخش ماجراى بين امام عليه السلام و متوكّل به شمارهء ( 31 ) و در همين بخش به شمارهء ( 4 ) با اختلاف جزئى نقل كرديم .
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 360 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى