گذشته از اينها خلسهها وتجربههاى معنوي اين حكيم كه در كتاب خلسة الملكوت آمده وبسيار روشنتر وصريحتر از خلسههاى ديگران از جمله فلوطين در انئادها است ، سند معتبر وشاهد زندهء حيث قوى عرفانى وبعد وسيع معنوي اوست .
ميرفندرسكى اين بزرگ أستاذ نيز تقريبا جامع علوم ومعارف زمانش بود ، علم را دوست مىداشت وعالمان را مىستود وبه سير وسلوك وتصوّف وعرفان دلبستگى ويژهاى داشت . در عرفان نظري صاحبنظر ودر عرفان عملي وسير وسلوك براستى سالكى آگاه ومرد عمل بود . عقيدة بر اين داشت كه نيل به حقايق ودرك وفهم آنها از طريق استدلالهاى منطقي وبرهانهاى فلسفي امكان نمىيابد ؛ بلكه راه وصول به آنها رياضات ومجاهدات شرعي ومكاشفات ومشاهدات عرفانى است . چنانكه سرود :
اين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهري * گر أبو نصر استى وگر بو على سيناستى « 1 »
ودر مقام اشاره به وحدت وجود چنين گفت كه :
اين جهان وآن جهان وبا جهان وبىجهان * هم توان گفتن مر أو را هم از آن بالاستى « 2 »
نيست حدّى ونشانى كردگار پاك را * نى برون از ما ونه بي ما ونه با ماستى « 3 »
شايستهء ذكر است كه اين عارف راستين وصوفي صافي هم مانند ساير بزرگان در عين ستايش از عرفان صحيح وعارفان روشن ضمير وآگاه وصوفيان صادق ، از متصوّفان جاهل ونادان ، بيعلم وبيعمل وبيكار وبيعار بسختى نكوهش مىكند وآنها را همچون موى بغل وزهار وعضوى فاسد وبيفايده وبيقدر وبيعزّت مىداند ودر سلسلهء معدومات بشمار مىآورد ومىنويسد : « گاه باشد كه در بعض شرايع وأديان
هامش
( 1 ) محمد صالح خلخالى ، شرح قصيدهء مير فندرسكى ، ص 11 .
( 2 ) همان ، ص 29 .
( 3 ) همان ، ص 21 .