بودى مرا عقيم مىكردى . و با پاهايم تو را نافرمانى كردم به عزّتت سوگند كه اگر مىخواستى پاهايم را فلج كرده بودى و با تمام اعضايم معصيت تو را كردم كه آنها را بر من لطف كردهاى درحالى كه از جانب من پاداش تو اين نبود !
آنگاه هزار مرتبه « العفو » مىگفت صورت راست خود را به زمين مىچسباند و با صداى غمگين سه مرتبه مىگفت : به گناه خود اعتراف دارم و بر خود ستم كردم پس مرا بيامرز ! چرا كه مولاى من كسى جز تو گناهان را نيامرزد ! سپس گونهء چپش را به زمين چسبانده و سه مرتبه مىگفت : خداوندا به كسى كه بد كرده ، مرتكب گناه شده ، خوار و ذليل گشته و اعتراف دارد ، رحم كن ! » سپس سربلند مىكرد . « 1 »
3 - مجلسى از معاوية بن وهب بجلى نقل كره است ، مىگويد : در بين الواح پدرم به خط مولايمان موسى بن جعفر عليهما السلام يافتم اينكه از جمله حقوق واجب ما بر شيعيانمان اين است كه پس از نماز واجب پاهاى خود را برنگردانند مگر بگويند : « خدايا ! به احسان قديم و مهرورزيت به تربيت لطيف و شرفت ، به آفرينش استوار و قدرتت ، به پوشش نيكو و علمت بر محمّد و آل محمّد درود فرست و دلهاى ما را به ياد خودت زنده بدار و گناهان ما را آمرزيده ، عيبهاى ما را پوشيده و واجبات ما را پذيرفته و مستحبات ما را پسنديده و دلهاى ما را با ياد خودت آباد و نفوس ما را به طاعت خودت شادمان و عقلهاى ما را بر توحيد خود مُلزم و اعضاى بدن ما را بر خدمت خودت تسليم و نام ما را در زمرهء خواص خودت مشهور ،
هامش
( 1 ) - مصباح : ص 46 .