خودم وانگذار ! نه كمتر و نه بيشتر از آن ، چه آنكه نفس آدمى سخت به سمت بدى كشنده است مگر تو رحم كنى اى مهربانترين مهربانان !
خدايا از تو مىخواهم كه مرا به طاعت خود نگاه دارى تا اينكه بر همان طاعت از دنيا ببرى درحالى كه هيچ نيرويى جز تو را نيست . خداوندا تو را به حرمت ذات كريمت و حرمت پيامبرت صلى الله عليه و آله و سلم و به حرمت اهلبيت پيامبرت عليهم السلام - يكى يكى آنها را نام مىبرى - درخواست دارم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و با من چنين و چنان رفتار كنى .
سپس مىگويى : به نام خداوند بخشايندهء مهربان ، خداوند مرا دربارهء دينم و دنيايم و آخرتم بس است و براى مهماتم كافى است و در برابر آنچه بر من تجاوز كند كافى و در هنگام مردن مرا بس است ، و در وقت پرسش و بازخواهى در قبر و در نزد ميزان و صراط مرا بس است و خداوند مرا كافى است جز او خدايى نيست بر او توكل دارم و او پروردگار عرش عظيم است » . « 1 »
2 - شيخ طوسى مىگويد : امام كاظم عليه السلام همواره مىگفت : پروردگارا ! با زبانم تو را نافرمانى كردم به عزّتت سوگند كه اگر مىخواستى زبانم را لال مىكردى و با چشمم معصيت تو را كردم به عزّتت سوگند ، اگر مىخواستى نابينايم كرده بودى و با گوشم نافرمانى تو را كردم به عزّتت سوگند اگر مىخواستى گوشهايم را كر ساخته بودى و با دستهايم معصيت تو را كردم به عزّتت سوگند كه اگر مىخواستى دستهايم را شل كرده بودى و با شهوتم معصيت تو را كردم بهخدا سوگند اگر خواسته
هامش
( 1 ) - مصباح ( كفعمى ) : ص 41 .