اوصياى پس از او نبوديم و به آنها صلوات نمىفرستادند » .
گفتم : معناى :
« فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
« 1 »
»
؟ فرمود : « يعنى از ولايت روگردانند » . گفتم : جملهء
« كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ
« 2 »
»
؟ فرمود : « يعنى ولايت » . گفتم : اين كلام خدا :
« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » ؟
فرمود : « يعنى براى خدا به پيمانى كه در ميثاق راجع به ولايت ما گرفته است وفادارند » . گفتم : آيهء
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا
« 3 »
»
؟ فرمود : « تنزيلى نسبت به ولايت على عليه السلام » . پرسيدم : آيا اين تنزيل است ؟ فرمود : « آرى ، از روى تأويل و توجه به باطن قرآن » گفتم :
« إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ
« 4 »
»
؟ فرمود : « مقصود ولايت است » .
گفتم :
« يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ »
؟ فرمود : يعنى او را به ولايت ما وارد كند . خداوند فرموده است
« وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً »
« 5 » . مگر نمىبينى كه خداوند مىفرمايد :
« وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
« 6 »
»
؟ فرمود : خداوند بزرگتر از آن است كه مورد ستم واقع شود يا به خود نسبت ستم دهد ولى خداوند ما را با خود درهم آميخت و ستم بر ما ( اهلبيت ) را ستم به خود شمرد و ولايت ما را ولايت خود دانست سپس در اينباره آيه قرآنى را به پيامبرش فرو فرستاد :
« وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ * أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ * كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ » .
« 7 »
هامش
( 1 ) - همان / 49 : چرا كه آنها از تذكّر روگردانند .
( 2 ) - همان / 54 : آن قرآن يك تذكر و يادآورى بود .
( 3 ) - دهر / 23 : مسلما ما قرآن را بر تو نازل كرديم .
( 4 ) - همان / 29 : اين يك تذكّر ياد آورى است .
( 5 ) - دهر / 31 : هركس را بخواهد شايسته بيند در رحمتش وارد مىكند و براى ستگران عذاب دردناكى آماده كرده است .
( 6 ) - بقره / 55 : آنها به ما ستم نكردهاند . بلكه ما به خود ستم كرده ايم
( 7 ) - مرسلات / 15 - / 18 : واى در آن روز بر تكذيب كنندگان ! آيا ما اقوام ( مجرم ) نخستين را ( كه كفر ورزيدند ) هلاك نكرديم سپس مجرمان ديگر را بهدنبال آنها مىفرستيم ! اين گونه ما با مجرمان رفتار مىكنيم .