سورهء نور
1 - كلينى از على بن جعفر به نقل از پدرش امام كاظم عليه السلام دربارهء قول خداى تعالى :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ
- فاطمه عليها السلام -
فِيها مِصْباحٌ
- حسن عليه السلام -
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
- حسين عليه السلام -
الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
- بين زنان دنيا -
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ
- ابراهيم عليه السلام -
زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
- نه يهودى و نه نصرانى -
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ
- نزديك است كه علم از آن مشتعل شود هر امامى پس از امامى بيايد
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
- خداوند هر كه را خواهد بهوسيلهء امامان هدايت كند -
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ »
. « 1 »
گفتم :
« أَوْ كَظُلُماتٍ »
؟ فرمود : « اوّلى و رفيق اوست
« يَغْشاهُ مَوْجٌ »
سومى است .
« مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ »
ظلمتهاى دومى است
« بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ »
معاويه - خدايش لعنت كند - و آشوبهاى بنىاميّه است .
« إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ »
مؤمن در ظلمت آشوبهاى ايشان
« لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً »
يعنى كسى كه خداوند براى او امامى از فرزندان فاطمه عليها السلام قرار نداد .
« فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
. « 2 » روز قيامت نورى برايش نباشد .
هامش
( 1 ) - نور / 35 : خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور او همانند چراغدانى است كه در آن چراغى باشد : آن چراغ داخل حبابى ؛ حبابى شفاف و درخشنده همچون ستارهاى فروزان اين چراغ با روغنى افروخته مىشود كه از درخت پر بركت زيتونى گرفته شده است كه نه شرقى است و نه غربى نزديك است بدون تماس با آتش شعلهور گردد ، نورى است بر فراز نور .
( 2 ) - همان / 40 : يا ظلماتى در اقيانوس پهناور است كه موج آن را پوشانده و برفراز آن موج ديگرى و روى آن ابرى تاريك است ، تاريكىها روى تاريكىها ، چنان كه اگر دست خود را بيرون آورد ممكن نيست ببيند ! كسى كه خدا نورى برايش قرار نداده نورى براى او نيست .