شنيدم كه مىفرمود : « همانا على عليه السلام درى از درهاى هدايت است ، هر كه از راه على عليه السلام وارد شود ، مؤمن است و هر كه از آن بيرون رودكافر است و هر كه نه در آن وارد نشود و نه از آن خارج شود ، داخل در طبقهاى است كه كار آنها با خداست » . « 1 »
3 - عياشى از بكر بن موسى واسطى نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام . . « 2 »
شك
1 - كلينى از حسين بن حكيم نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام نامهاى نوشتم و به عرض ايشان رساندم كه من گرفتار شك و ترديد شدهام ! درحالى كه حضرت ابراهيم عليه السلام عرضه داشت :
« رب أرني كيف تحيي الموتى ؟ » .
« 3 » من دوست دارم كه شما يك چيزى ( معجزهاى از دلايل امامت را ) به من نشان دهيد ! امام عليه السلام در پاسخ من نوشت :
ابراهيم عليه السلام بهراستى مؤمن و معتقد بود ، دوست داشت كه بر ايمان او افزوده شود درحالى كه تو گرفتار شك و ترديدى ! در شخص مردّدِ ، درحال شك خيرى نيست . و نوشت كه شك تا وقتى است كه يقين نيامده ، چون يقين آمد ، ديگر شك روا نيست و نوشت كه خداى عزّ و جلّ فرموده است :
« وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ »
. « 4 » فرمود : « اين
هامش
( 1 ) - كافى : 2 / 388 .
( 2 ) - تفسير عياشى : 1 / 34 . اين حديث با اندك تفاوت لفظى عين حديث شمارهء ( 1 ) بود - م .
( 3 ) - بقره / 260 : پروردگارا ! بر من بنما چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ .
( 4 ) - اعراف / 102 : و ما براى آنها عهد و پيمان ثابتى نيافتيم و اكثر آنها را فاسد و نافرمان يافتيم .