از شما برادر خود را دوست بدارد بايد به او اعلام كند كه اين اعلام براى اصلاح ذات البين بهتر است » . « 1 »
ايمان ثابت و ايمان عاريه
1 - كلينى از عيسى شلقان نقل كرده است ، مىگويد : من نشسته بودم ، امام كاظم عليه السلام درحالى كه برهاى به همراه داشت از آنجا گذر كرد ( هنوز خوردسال بود ) گفتم : اى پسر ! مىبينى پدرت چه مىكند ؟ ما را به چيزى فرمان مىدهد سپس از آن منع مىكند به ما فرمان دادكه با ابوالخطاب دوستى كنيم سپس به ما دستور داد تا او را لعن كنيم ! و از او بيزارى جوئيم ! امام كاظم عليه السلام كه پسربچهاى بود ، فرمود : بهراستى كه خداوند جمعى را براى ايمان آفريد كه زوال ندارد وجمعى را براى كفر كه آن هم زوال ندارد و جمعى را بين اين دو دسته و ايمان را به آنها بهطور عاريه داد و آنان را عاريه گيرندگان ناميد ، هر گاه بخواهد ايمان را از آنها بازستاند . ابوالخطّاب از آنها بود راوى مىگويد : سپس خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم ، آنچه را كه به امام كاظم عليه السلام گفته بودم و آنچه را كه آن حضرت به من گفته بود همه را گزارش كردم ، امام صادق عليه السلام فرمود :
« او جوشش نبوّت است ( از سرچشمهء نبوّت سخنان او مىجوشد ) » . « 2 »
2 - همو از يونس با يك واسطه از امام كاظم عليه السلام نقل كرده است ، مىفرمايد : « خداوند پيامبران را پيامبر آفريده است و جز پيامبر نمىشوند و مؤمنان را براساس ايمان آفريده است جز مؤمن نمىشوند و
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 74 / 182 .
( 2 ) - كافى : 2 / 418 .