ايمان
1 - كلينى از حماد بن عمرو نصيبى نقل كرده است ، مىگويد : مردى از امام كاظم عليه السلام راجع به ايمان پرسيد گفت : اى عالم ! بفرماييد كه كدام عمل نزد خدا بالاترين عمل است ؟ فرمود : « آن عملى كه هيچ يك از اعمال بدون آن پذيرفته نشود » گفت : آن عمل چيست ؟ فرمود : « ايمان به خدا كه در پايهء خود بالاترين كارهاست و از همه سودمندتر و شرافتمندتر است » .
گفتم : بفرماييد ! ايمان قول است و عمل يا تنها همان قول و گفتار است ؟
فرمود : « ايمان هم گفتار است و هم رفتار ، بخشى از آن كردار است كه از طرف خدا در قرآنش مقرّر شده است و بيان فرموده بهطور واضح و روشن و دليلش ثابت است و قرآن خود گواه آن است و به آن دعوى مىكند » .
گفتم : آن را برايم شرح دهيد تا بفهمم ! فرمود : « ايمان حالات و درجات و طبقات و منازلى است كه يكى از آنها در نهايت درستى و يكى از آنها درنهايت كاستى و سومى درحال رجحانى و فزونى است » . عرض كردم :
مگر ايمان ، كامل و ناقص دارد و بيش و كم مىشود ؟ فرمود : « آرى » .
گفتم : چگونه ؟ فرمود : « خداى تبارك و تعالى ايمان را بر اعضاى بدن