ماهى بيش نمانده است ! » .
اسحاق مىگويد : با خودم گفتم : شگفتا گويا امام عليه السلام به ما خبر مىدهد كه از اجل شيعيان آگاهى دارد - يا اجل ما را مىگويد - امام عليه السلام از روى خشم نگاهى به من كرد و فرمود : « اى اسحاق ! منكر اين مطلب نباش ! ( رشيد ) هجرى با اينكه مستعضف بود ، علم منايا داشت درحالى كه امام ( معصوم ) سزاوارتر از رشيد هجرى بر آن است . اى اسحاق ! بدان كه از عمر تو دو سال مانده است ، خانوادهات به وضع بدى از هم مىپاشد و زن و فرزندت به شدّت تهىدست و ورشكسته مىشوند ! » . « 1 »
حماد بن عيسى
1 - شيخ مفيد به نقل از حماد بن عيسى آورده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم و گفتم : فدايت شوم ! دعا كنيد خداوند به من سرايى ، همسر و فرزندانى و خدمتكارى دهد و در هر سال يك حج نصيبم كند ! فرمود : « خداوند ! بر محمّد و آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم درود فرست و او را سرايى ، همسر و فرزندانى و پنجاه سال حج روزى كن ! » .
حماد مىگويد : چون شرط پنجاه سال كرد ، دانستم كه بيش از پنجاه سال حج نمىروم . مىگويد : اينك چهل و هشت نوبت حج رفتهام و اين هم سراى من است كه خدا نصيبم كرده و اين همسرم پشت پرده ، سخنم را مىشنود و اين هم پسرم و اين هم خدمتكارم كه خداوند همه را روزيم كرده است .
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 348 .