تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
جوينى كه يكى را ناشتا بخورم و ديگرى را شام و پس از دو پارچه پشمينه كه يكى را به كمربندم و ديگرى را رداى دوشم كنم » . فرمود : « اباذر به‌قدرى از خشيت خدا گريست كه هر دو چشمش آزرده شد و مردم نسبت به چشمان او بيمناك شدند ، به او گفتند : اباذر ! خوب بود از خدا دربارهء چشمانت درخواست مىكردى ! گفت : من از آزردگى چشمانم غافلم و آنچه مرا مشغول كرده بزرگتر از آن است ! پرسيدند : چه چيز تو را از آنها غافل ساخته است ؟ گفت : دو امر مهم : بهشت و دوزخ ! و به هنگام مرگ به او گفتند : ابوذر چه دارى ؟ گفت : عملم . گفتند : ما از طلا و نقره مىپرسيم . گفت : هيچ صبح را شب نكردم و هيچ شب را به صبح نرساندم كه انبارى كنم تا در آن بهترين كالايم را قرار دهم ! من از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مىفرمود : انبار و خزانهء اندوختهء هر كسى قبر اوست » . « 1 »

اسحاق بن عمار

1 - كشى از اسحاق بن عمار روايت كرده است ، مىگويد : در محضر امام كاظم عليه السلام نشسته بودم كه مردى از شيعيان وارد شد ، امام عليه السلام به او فرمود : « فلانى ! دوباره توبه كن و عبادتت را از سر بگير كه از عمر تو چند
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 30 . سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين شعر را تداعى مىكند : يا من بدنياهُ اشتغل - قد غرّه طول الأمل - و الموت يأتى بغتةً - القبر صندوق العمل . در اين حديث نبوى واژهء « كندوج » آمده بود كه با تتبّع در كتب لغت به‌نظر رسيد كه همان كندوى فارسى باشد - م . ( دو روايت ديگر در اينجا بود يكى از روضة الواعظين : ص 246 و ديگرى از امالى طوسى : 2 / 313 كه به ترتيب تكرار شمارگان 1 و 2 بود ) - م .