تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
« ضابطة تلخيصية » و « لحاقة » . « 1 » پيچيدگىهاى نثر مير ودشوارى فهم آن به حدّى است كه برخى براي آن داستانها ساخته‌اند وگاه آن را به نظم درآورده‌اند . از جمله شاعر معاصر ، نيما چنين حكايت كرده است كه :
ميرداماد ، شنيدستم من * كه چو بگزيد بن خاك وطن
بر سرش آمد واز وى پرسيد * ملك قبر كه : « من ربّك من ؟ »
مير بگشاد دو چشم بينا * آمد از روى فضيلت به سخن :
اسطقسيست - بدو داد جواب - * اسطقسات دگر زو متقن .
حيرت افزودش از اين حرف ، ملك * برد اين واقعه پيش ذو المن
كه : « زبان دگر اين بنده‌ى تو * مىدهد پاسخ ما در مدفن . »
آفريننده بخنديد وبگفت : * « تو به اين بندهء من حرف نزن .
أو در آن عالم هم ، زنده كه بود ، * حرفها زد كه نفهميدم من ! » . « 2 »
امّا در اين ميان آنچه كه اهميّت دارد ، يافتن علّت اين تعقيدگويى است : 1 . آيا مير توان نگارش سليس وروان را نداشته ؟ بىشكّ اين گونه نيست . چه موارد نقض متعدّدى وجود دارد كه بطلان اين ادّعا را اثبات مىكند ، كه به برخى از آنها اشاره شد .
هامش
( 1 ) . أعيان الشيعة ، ج 9 ، ص 189 .
( 2 ) . مجموعهء كامل اشعار نيمايوشيج ، ص 157 .