بويژه در آثار علمىاش نثرى منحصر به فرد است . نثر أو داراى ويژگيهاى خاصّ است .
اين ويژگيها به قدرى است كه حتّى برخى أو را صاحب سبك دانستهاند . سخن اين عدّه اگر بتمامه درست نباشد ، لا اقلّ به اين مقدار قابل قبول است كه نثر وى داراى عناصرى است كه آن را از نوشتارهاى ديگران متمايز مىسازد .
مير چه در ناحيهء مفردات وواژگان وچه در ناحيهء تركيب وساختار جملات به گونهاى خاصّ عمل مىكرد . از واژگان نامأنوس ، وغريب بسيار بهره مىبرد وحتّى خود دست به جعل لغات مىزد . در زمينهء تركيب وساختار عبارتها نيز گاه از قواعد معمول عدول مىكرد وانديشههاى خويش را در قالبهايى فراتر از قيد وبندهاى معمول أدبي القاء مىنمود ؛ وهمين باعث شده بود تا نثر أو نثرى متكلّفانه وآميختهء با تعقيد وپيچيدگيهاى خاصّ باشد . در نتيجة بسيارى از فهم مطالب أو عاجز باشند ودرك نوشتههاى أو را نوعي هنر بدانند . مير خود در پاسخ به يكى از منتقدان معاصرش چنين مىنگارد :
« نهايت مرتبهء بىحيايى است كه نفوس معطّله وهويّات هيولانيه در برابر عقول وجواهر قادسه به لاف گزاف ودعوى بىمعنى برخيزند . اين قدر شعور بايد داشت كه سخن من فهميدن هنر است نه با من جدال كردن وبحث نام نهادن . »
علّامه سيّد محسن امين نيز پيرامون نثر خاصّ مير چنين مىنويسد :
وعباراته في بعض مؤلّفاته غير خالية من التعقيد ، وقد يستعمل في عناوين كلامه ألفاظا تفرّد باستعمالها بحال شبيه بالتقعّر ؛ فيقول في رسالة الرضاع :
« استوجب حقّ صون الدين عن تحريف الغالين استجداد الكشط واستحفاء الفحص في تقدمة واستنباتات ثلاث وتختمة . » ويقول في بعض عناوينه :
« ضابط وفيصل » ، « ضابطة وتثبيت » وفي بعضها : « ذيالة فيها مقالة » ، « ذنابة » ، « ضابطة احصائية » ، « شكّ وضابطة » ، « بحث تفصيلي وضابط تفصيلي » ،
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري ) — صفحة 78
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
ص٧٨