أَرْحامَكُمْ » .
« 1 »
*
ربيع مىگويد : شبى مهدى به دنبال من فرستاد ؛ مرا نگران كرد ؛ رفتم ديدم همين آيه را قرائت مىكند ؛ وى خوشصداترين مردم بود ! گفت :
موسى بن جعفر را نزد من آوريد ، آورديم ، با او معانقه كرد و او را كنار خودش نشاند و گفت : يا ابالحسن ! من اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام را در خواب ديدم ، بر من چنين ( آيهاى را ) خواند ، به من اشاره داشت كه تو بر ضد من يا يكى از فرزندانم قيام مىكنى !
امام عليه السلام پس از شنيدن سخنان وى فرمود : « بهخدا سوگند ، من چنان كارى را نمىكنم و شأن من نيست » مهدى گفت : راست مىگويى ، سه هزار دينار به آن حضرت داد و او را به مدينه ؛ نزد خانوادهاش برگرداند .
ربيع مىگويد : همان شب كار خود را سامان داد و صبح نشد مگر در بين راه بود از ترس اينكه مبادا راه را بر او ببندند و مانع رفتنش شوند .
سپس هارون الرشيد در زمان خلافت خود او را زندانى كرد تا اينكه در زندان وى وفات يافت . « 2 »
10 - حافظ بن ابى حاتم رازى مىگويد : موسى بن جعفر بنمحمّد بن على بن حسين بن على بن ابىطالب عليهم السلام از پدرش روايت كرده است و پسرش على بن موسى عليهما السلام و برادرش على بن جعفر نيز از او روايت كردهاند . از پدرم شنيدم كه اين را مىگفت . عبدالرّحمان مىگويد : پدرم از او پرسيد و او گفت : وى ( موسى بن جعفر ) ثقه و بسيار صادق ، امامى از
هامش
( 1 ) - محمّد / 22 : اگر ( از اين دستورها روگردان شويد ) جز اين انتظار مىرود كه در زمين فساد و قطع رحم كنيد .
( 2 ) - مرآة الجنان : 1 / 394 .